fiddle

[ایالات متحده]/'fɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'fɪdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازی موسیقی با چهار سیم که با آرشه نواخته می‌شود
vi. وقت را به فعالیت بی‌هدف گذراندن یا به طرز سطحی دخالت کردن
vt. نواختن (یک ملودی) بر روی ویولن

عبارات و ترکیب‌ها

fiddle with

ورود با

fiddle around

گشت و گذار با

fiddle music

موسیقی ویولن

fiddle player

نوازنده ویولن

fiddle solo

قطعه ویولن

second fiddle

ویولن دوم

play second fiddle

نقش مکمل ایفا کردن

جملات نمونه

She plays the fiddle well.

او ویولن را به خوبی می‌نوازد.

He fiddled the company's accounts.

او حساب‌های شرکت را دستکاری کرد.

liked to fiddle with all the knobs and dials.

دوست داشت با تمام پیچ و تنظیمات ورجه و ورجه کند.

a reporter who fiddled with the facts.

گزارشگری که با حقایق بازی کرد.

fiddled away the morning with unnecessary tasks.

صبح را با انجام کارهای غیرضروری از دست داد.

Lena fiddled with her cup.

لنا با فنجان خود بازی کرد.

you haven't time to fiddle-faddle about like that.

شما وقت ندارید مثل آن حرف‌های بی‌اساس بزنید.

I felt as fit as a fiddle after a hot bath.

بعد از حمام گرم احساس کردم مثل همیشه سرحال هستم.

she had to play second fiddle to the interests of her husband.

او مجبور بود در برابر منافع شوهرش نقش مکمل را ایفا کند.

She wants to be the boss, not play second fiddle to somebody else.

او می‌خواهد رئیس باشد، نه نقش مکمل را برای کسی ایفا کند.

He was on the fiddle for years and his boss never suspected a thing.

او سال‌ها بود که در حال دستکاری حساب‌ها بود و رئیسش هیچ‌چیز نمی‌دانست.

fantastic talk;baseless gossip;fiddle-faddle;shear nonsense;

گفتگوی فانتزی؛ غیبت بی‌اساس؛ حرف‌های بی‌معنی؛ حماقت محض;

That sounds like fiddle-faddle double-talk, but I don't know any less recursive way to say it.

به نظر می‌رسد مثل حرف‌های بی‌اساس و پیچیده است، اما نمی‌دانم راهی برای بیان آن به روشی غیربازگشتی وجود دارد.

The four modes that we meet up with both in Anglo-American folk song and fiddle tunes are the Ionian (major scale), Mixolydian, Dorian, and Aeolian (natural minor scale).

چهار حالت که هم در آهنگ‌های محلی و هم در آهنگ‌های ویولن با آن‌ها روبرو هستیم عبارتند از: یونانی (مقیاس ماژور)، میکزولییدی، دورین و آئولین (مقیاس مینور طبیعی).

نمونه‌های واقعی

I always played second fiddle to him.

من همیشه نقش مکمل را برای او ایفا می‌کردم.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Little Pig took the fiddle and began to play.

خوک کوچک ویولن را برداشت و شروع به نواختن کرد.

منبع: American Elementary English 2

Others gossiped or fiddled with their mobile phones.

بقیه غیبت می‌کردند یا با تلفن‌های همراه خود ور می‌رفتند.

منبع: The Economist - International

He can't stop fiddling with the controls.

او نمی‌تواند دست از ور رفتن با کنترل‌ها بردارد.

منبع: American English dialogue

I'm afraid Mrs Crawley is not too pleased to play second fiddle, sir.

می‌ترسم خانم کرولی از اینکه نقش مکمل را ایفا کند خیلی خوشحال نباشد، قربان.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

In addition to lights, stores can also fiddle with what you hear while you're shopping.

علاوه بر نورپردازی، فروشگاه‌ها همچنین می‌توانند آنچه را که در هنگام خرید می‌شنوید دستکاری کنند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

There's Albert Yorke playing guitar John Lusk playing the fiddle and Murph Gribble playing the banjo.

آلبرت یورک گیتار می‌نوازد، جان لسک ویولن می‌نوازد و مورف گریبل بانجو می‌نوازد.

منبع: Vox opinion

You got to fiddle with the switch, but it works.

باید با کلید ور بروید، اما کار می‌کند.

منبع: Our Day Season 2

I don't actually play fiddle that much.

من در واقع آنقدر ویولن نمی‌نوازم.

منبع: The yearned rural life

After all, the boy had that car he was always fiddling with, she said.

در نهایت، پسر آن ماشین را داشت که همیشه با آن ور می‌رفت، او گفت.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید