fighting

[ایالات متحده]/ˈfaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/'faɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمایل به درگیر شدن در نبرد؛ مناسب برای مبارزه
n. یک درگیری فیزیکی بین افراد یا گروه‌ها
v. در یک رویارویی فیزیکی شرکت کردن؛ تلاش کردن یا رقابت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

Keep fighting

ادامه مبارزه کنید

Never stop fighting

هرگز دست از مبارزه برندارید

Courage to fight

شجاعت برای مبارزه کردن

Together we fight

ما با هم می جنگیم

Victory through fighting

پیروزی از طریق مبارزه

fire fighting

مبارزه با آتش

fire fighting system

سیستم اطفاء حریق

fire fighting equipment

تجهیزات اطفاء حریق

the fighting spirit

روحیه جنگندگی

fighting chance

شانس مبارزه

fighting corruption

مقابله با فساد

street fighting

درگیری خیابانی

جملات نمونه

fighting for a just cause.

در حال مبارزه برای یک هدف عادلانه

They are fighting for the equality of women.

آنها برای برابری زنان مبارزه می کنند.

Fighting is natural to dogs.

مبارزه برای سگ ها طبیعی است.

They are still fighting for survival.

آنها هنوز برای بقا می جنگند.

They are always fighting about money.

آنها همیشه در مورد پول دعوا می کنند.

had a fighting chance to recover.

شانس مبارزه ای برای بهبودی داشتند.

It is symbolic of the fighting spirit of modern womanhood.

این نماد روحیه جنگنده زنان مدرن است.

I don't hold with fighting or violence.

من با جنگ یا خشونت موافق نیستم.

sporadic fighting broke out.

درگیری های پراکنده درگرفت.

feel like a fighting cock

احساس می کنم مثل یک نر جنگجو

live like fighting cocks

مثل نر های جنگجو زندگی می کنند

Much of the fighting was done by mercenaries.

بیشتر جنگیدن توسط مزدوران انجام شد.

A za A za, fighting, baxia !!!

A za A za, مبارزه، باکسیا !!!

Our fighting spirit was up.

روحیه جنگنده ما بالا بود.

Fighting broke out in the prison cells.

درگیری در سلول های زندان درگرفت.

نمونه‌های واقعی

Local leaders say they have been fighting periodic eviction attempts ever since.

رهبران محلی می‌گویند که از زمان تلاش‌های مکرر برای اخراج با آن‌ها درگیر بوده‌اند.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

Mr. Assange is already fighting extradition proceedings in London.

آقای آساژ، در حال حاضر در لندن در حال پیگیری روند استرداد است.

منبع: BBC World Headlines

Is that Ultimate Fighting? Every Saturday You and your uncle watch Ultimate Fighting?

آیا آن مبارزه نهایی است؟ شنبه هر هفته شما و عمه‌تان مسابقه نهایی را تماشا می‌کنید؟

منبع: Genius girl

You know, Abdullah, why are we fighting this war? Why?

می‌دانید عبدالله، چرا ما در این جنگ می‌جنگیم؟ چرا؟

منبع: NPR News February 2015 Compilation

The ceasefire is over and fighting resumes.

آتش‌بس تمام شده و درگیری‌ها از سر گرفته شده است.

منبع: BBC World Headlines

But they were also fighting another battle.

اما آن‌ها نیز در حال مبارزه با نبردی دیگر بودند.

منبع: Global Slow English

But what are these powers fighting over?

اما این قدرت‌ها بر سر چه چیزی می‌جنگند؟

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Donna, we have to stop this fighting.

دونالد، ما باید این درگیری را متوقف کنیم.

منبع: Modern Family - Season 08

Bajie and Wujing were still fighting the monster.

بایجی و ووجینگ هنوز با هیولا می‌جنگیدند.

منبع: Journey to the West

Johnson had been fighting for his political life.

جانسون برای حفظ جان سیاسی خود می‌جنگید.

منبع: VOA Daily Standard June 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید