figured out
متوجه شدم
figured it
فهمیدم آن را
figured that
فهمیدم که
figured as
همانطور که فهمیدم
figured wrong
اشتباه فهمیدم
figured before
قبلاً فهمیدم
figured this
این را فهمیدم
figured back
عقب فهمیدم
figured ahead
جلو فهمیدم
figured nicely
به خوبی فهمیدم
i figured it out after a long time.
من بعد از مدت طولانی متوجه شدم.
she figured that he would be late.
او حدس زد که او دیر خواهد کرد.
they figured the project would take a year.
آنها حدس زدند پروژه یک سال طول خواهد کشید.
he figured out how to solve the problem.
او متوجه شد چگونه مشکل را حل کند.
i figured i should call you first.
من فکر کردم باید اول با شما تماس بگیرم.
we figured it was time to leave.
ما فکر کردیم وقت آن رسیده که برویم.
she figured he was joking.
او حدس زد که او شوخی میکند.
they finally figured out the answer.
آنها بالاخره متوجه جواب شدند.
i figured it was a good idea.
من فکر کردم ایده خوبی بود.
he figured she needed help.
او حدس زد که او به کمک نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید