flails

[ایالات متحده]/fleɪlz/
[بریتانیا]/fleɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ضربه زدن یا شلاق زدن; درو کردن با چماق; به طور وحشیانه حرکت کردن یا تکان دادن; پاکسازی مین‌ها با وسیله پاکسازی مین

عبارات و ترکیب‌ها

flails around

به اطراف می‌چرخد

flails helplessly

به طرز ناتوانی می‌چرخد

flails wildly

به طرز وحشیانه‌ای می‌چرخد

flails in pain

دردیده می‌چرخد

flails about

به اطراف می‌چرخد

flails and kicks

می‌چرخد و لگد می‌زند

flails with arms

با دست‌ها می‌چرخد

flails in water

در آب می‌چرخد

flails in fear

از ترس می‌چرخد

flails for help

برای کمک می‌چرخد

جملات نمونه

the child flails his arms when he gets excited.

بچه وقتی هیجان‌زده می‌شود، دست‌هایش را به این سو و آن سو می‌کشد.

she flails about in the water, trying to stay afloat.

او در آب به این سو و آن سو می‌کشد تا روی آب بماند.

the fish flails wildly on the dock.

ماهی به شدت روی اسکله به این سو و آن سو می‌کشد.

he flails his legs while trying to swim.

او در حالی که سعی می‌کند شنا کند، دست و پا می‌کشد.

during the dance, she flails her arms gracefully.

در طول رقص، او به طور ظریف دست‌هایش را به این سو و آن سو می‌کشد.

the dog flails its tail when it sees its owner.

وقتی سگ صاحبش را می‌بیند، دم خود را به این سو و آن سو می‌کشد.

as the storm hits, the trees flail in the wind.

همانطور که طوفان می‌آید، درختان در باد به این سو و آن سو می‌چرخند.

he flails in frustration when he can't solve the puzzle.

او در حالی که نمی‌تواند معما را حل کند، از سر ناامیدی دست و پا می‌کشد.

in panic, she flails her arms to signal for help.

در وحشت، او برای درخواست کمک، دست‌هایش را به این سو و آن سو می‌کشد.

the athlete flails during the final stretch of the race.

ورزشکار در آخرین مرحله مسابقه دست و پا می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید