lashes

[ایالات متحده]/læʃɪz/
[بریتانیا]/læʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "lash"; "whip"; "a sudden violent blow"; "a swift stroke"; "whip"; "violent strike"; "eyelashes"
v. سوم شخص مفرد "lash"; "to whip"; "to incite"; "to tie tightly"; "to scold"; "to whip"; "to criticize"; "to stir up"; "to tighten"

عبارات و ترکیب‌ها

long lashes

مژه‌های بلند

fake lashes

مژه مصنوعی

thick lashes

مژه‌های ضخیم

curled lashes

مژه‌های حلقه دار

fluttering lashes

مژه‌های لرزان

dark lashes

مژه‌های تیره

lash extensions

اکستنشن مژه

mascara on lashes

مژه با ماسکارا

lower lashes

مژه‌های پایین

upper lashes

مژه‌های بالا

جملات نمونه

she applied mascara to enhance her lashes.

او برای برجسته کردن مژه‌هایش ریمل زد.

his long lashes made his eyes look even more striking.

مژه‌های بلندش باعث می‌شد چشمانش حتی بیشتر جذاب به نظر برسند.

she has naturally thick lashes that don't need any makeup.

او مژه‌های ضخیم و طبیعی دارد که نیازی به آرایش ندارد.

she loves to curl her lashes before going out.

او دوست دارد قبل از بیرون رفتن مژه‌هایش را پیچ دهد.

his lashes fluttered as he blinked in surprise.

با تعجب پلک زد، مژه‌هایش به حرکت درآمدند.

she often uses false lashes for special occasions.

او اغلب برای مناسبت‌های خاص از مژه‌های مصنوعی استفاده می‌کند.

her lashes were so long that they brushed against her glasses.

مژه‌هایش آنقدر بلند بودند که با عینکش تماس پیدا می‌کردند.

he complimented her on her beautiful lashes.

او از مژه‌های زیبایش او را تحسین کرد.

she carefully removed her lashes at the end of the day.

او مژه‌هایش را با دقت در پایان روز پاک کرد.

her lashes seemed to frame her eyes perfectly.

به نظر می‌رسید مژه‌هایش به طور کامل دور چشمانش را قاب گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید