controls

[ایالات متحده]/[kənˈtrəʊlz]/
[بریتانیا]/[kənˈtroʊlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که برای کار کردن یک دستگاه یا ماشین استفاده می‌شوند؛ قدرت تأثیرگذاری یا هدایت افراد یا رویدادها؛ عمل کنترل کردن
v. قدرت تأثیرگذاری یا هدایت کردن را داشتن؛ هدایت عملکرد؛ محدود یا مسلط کردن
adj. مربوط به عملکرد یک دستگاه یا ماشین

عبارات و ترکیب‌ها

controls inflation

کنترل تورم

controls costs

کنترل هزینه‌ها

taking controls

در حال کنترل

controls access

کنترل دسترسی

controls traffic

کنترل ترافیک

controls volume

کنترل صدا

controlled environment

محیط کنترل شده

controls the system

کنترل سیستم

controls everything

کنترل همه چیز

controls the process

کنترل فرآیند

جملات نمونه

the pilot controls the aircraft using the yoke and pedals.

خلبان با استفاده از اهرم و پدال‌ها هواپیما را کنترل می‌کند.

security controls were implemented to protect the network from cyberattacks.

کنترل‌های امنیتی برای محافظت از شبکه در برابر حملات سایبری اجرا شدند.

the thermostat controls the temperature in the house.

ترموستات دمای خانه را کنترل می‌کند.

parents should establish clear controls regarding screen time for their children.

والدین باید قوانین مشخصی در مورد زمان استفاده کودکان از صفحه نمایش تعیین کنند.

the government controls the media to a certain extent in some countries.

در برخی کشورها، دولت تا حدی رسانه ها را کنترل می کند.

the manager controls the project timeline and budget.

مدیر جدول زمانی و بودجه پروژه را کنترل می‌کند.

the automatic system controls the lighting and ventilation.

سیستم خودکار روشنایی و تهویه را کنترل می‌کند.

the central bank controls the money supply to manage inflation.

بانک مرکزی عرضه پول را برای مدیریت تورم کنترل می‌کند.

the software controls the robotic arm's movements with precision.

نرم‌افزار حرکات بازوی رباتیک را با دقت کنترل می‌کند.

the traffic light controls the flow of vehicles at the intersection.

چراغ راهنمایی جریان وسایل نقلیه در تقاطع را کنترل می‌کند.

the game controls are intuitive and easy to learn.

کنترل‌های بازی بصری و آسان برای یادگیری هستند.

the engineer controls the testing process to ensure quality.

مهندس فرآیند تست را برای اطمینان از کیفیت کنترل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید