ocean waves
امواج اقیانوس
sound waves
امواج صوتی
radio waves
امواج رادیویی
light waves
امواج نور
wave patterns
الگوهای موج
shock waves
موجهای شوک
tidal waves
امواج جزر و مد
seismic waves
امواج لرزهای
waves crashing
امواج خروش
waves rolling
امواج غلتان
the ocean waves crashed against the shore.
امواج اقیانوس به ساحل برخورد کردند.
she waved goodbye as the train pulled away.
او خداحافظی کرد در حالی که قطار دور می شد.
the sound of waves is very calming.
صدای امواج بسیار آرامش بخش است.
he made waves in the industry with his innovative ideas.
او با ایده های نوآورانه خود، تحولاتی در صنعت ایجاد کرد.
they rode the waves on their surfboards.
آنها با استفاده از تخته موج سواری، روی امواج موج سواری کردند.
her speech created waves among the audience.
سخنرانی او در بین مخاطبان تاثیر زیادی گذاشت.
the waves of change are coming to the community.
امواج تغییرات در حال رسیدن به جامعه هستند.
he felt a wave of relief wash over him.
او احساس کرد امواج تسکین به وجودش هجوم آورد.
the waves of music filled the concert hall.
امواج موسیقی تالار کنسرت را پر کرد.
she has a talent for making waves in her career.
او استعداد ایجاد تحول در حرفه خود را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید