eye twitches
تپش چشم
muscle twitches
تپش عضلانی
nervous twitches
تپشهای عصبی
facial twitches
تپشهای صورت
twitches occur
تپش رخ میدهد
twitches randomly
تپش به صورت تصادفی
twitches frequently
تپش به طور مکرر
twitches uncontrollably
تپش غیرقابل کنترل
twitches persist
تپش ادامه دارد
muscle twitches happen
تپش عضلانی اتفاق میافتد
his eye twitches when he's nervous.
چشمانش وقتی عصبی است میلرزد.
she noticed her cat's tail twitches when it's excited.
او متوجه شد که دم گربهاش وقتی هیجان دارد میلرزد.
the muscle in his leg twitches after the workout.
عضله پایش بعد از تمرین میلرزد.
sometimes, my eyelid twitches for no reason.
گاهی اوقات، پلک چشمم بدون دلیل میلرزد.
her fingers twitches when she plays the piano.
انگشتانش وقتی پیانو مینوازد میلرزد.
he felt a twitch in his back after lifting the heavy box.
او بعد از بلند کردن جعبه سنگین، یک لرزش در کمرش احساس کرد.
the dog's ear twitches at the sound of a treat bag.
گوش سگ با صدای کیسه تشویقی میلرزد.
her lip twitches when she tries to hold back laughter.
وقتی سعی میکند جلوی خنده خود را بگیرد، لبش میلرزد.
he has a nervous twitch that makes his hand twitch.
او یک تیک عصبی دارد که باعث میشود دستش بلرزد.
as the music played, my foot twitches to the beat.
همانطور که موسیقی پخش میشد، پای من با ریتم میلرزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید