agitates

[ایالات متحده]/ˈædʒɪteɪts/
[بریتانیا]/əˈdʒɪteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مایع یا ماده‌ای را به سرعت و به طور نامنظم حرکت دادن؛ هم زدن یا تکان دادن؛ کسی را مضطرب، نگران یا دلواپس کردن؛ باعث ایجاد اختلاف شدید یا هیجان در مورد چیزی شدن، به ویژه یک مسئله سیاسی یا اجتماعی.

عبارات و ترکیب‌ها

agitates the public

تحریک می‌کند افکار عمومی

agitates for change

برای تغییرات تلاش می‌کند

agitates against injustice

علیه بی‌عدالتی تلاش می‌کند

agitates the pot

قابلمه را هم می‌زند

agitates the nerves

اعصاب را تحریک می‌کند

agitates his supporters

طرفدارانش را تحریک می‌کند

agitates the issue

مسئله را مطرح می‌کند

agitates for reform

برای اصلاحات تلاش می‌کند

agitates the emotions

احساسات را تحریک می‌کند

جملات نمونه

the news agitates public opinion.

اخبار باعث تحریک افکار عمومی می‌شود.

his constant complaining agitates his coworkers.

شکایت‌های دائمی او باعث تحریک همکارانش می‌شود.

the hot water agitates the mixture.

آب داغ باعث تحریک مخلوط می‌شود.

she agitates for social justice.

او برای عدالت اجتماعی تلاش می‌کند.

political debates often agitate people.

بحث‌های سیاسی اغلب مردم را تحریک می‌کنند.

the thought of public speaking agitates him.

فکر صحبت کردن در جمع او را تحریک می‌کند.

his actions agitate the already tense situation.

اقدامات او وضعیت پرتنش را بیشتر تحریک می‌کند.

the music agitates her to dance.

موسیقی او را به رقصیدن تحریک می‌کند.

he agitates for change within the company.

او برای ایجاد تغییر در شرکت تلاش می‌کند.

the wind agitates the surface of the lake.

باد سطح دریاچه را تحریک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید