agitates the public
تحریک میکند افکار عمومی
agitates for change
برای تغییرات تلاش میکند
agitates against injustice
علیه بیعدالتی تلاش میکند
agitates the pot
قابلمه را هم میزند
agitates the nerves
اعصاب را تحریک میکند
agitates his supporters
طرفدارانش را تحریک میکند
agitates the issue
مسئله را مطرح میکند
agitates for reform
برای اصلاحات تلاش میکند
agitates the emotions
احساسات را تحریک میکند
the news agitates public opinion.
اخبار باعث تحریک افکار عمومی میشود.
his constant complaining agitates his coworkers.
شکایتهای دائمی او باعث تحریک همکارانش میشود.
the hot water agitates the mixture.
آب داغ باعث تحریک مخلوط میشود.
she agitates for social justice.
او برای عدالت اجتماعی تلاش میکند.
political debates often agitate people.
بحثهای سیاسی اغلب مردم را تحریک میکنند.
the thought of public speaking agitates him.
فکر صحبت کردن در جمع او را تحریک میکند.
his actions agitate the already tense situation.
اقدامات او وضعیت پرتنش را بیشتر تحریک میکند.
the music agitates her to dance.
موسیقی او را به رقصیدن تحریک میکند.
he agitates for change within the company.
او برای ایجاد تغییر در شرکت تلاش میکند.
the wind agitates the surface of the lake.
باد سطح دریاچه را تحریک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید