flog Latin into sb.
فروش اجباری یا با فشار: وارد کردن کلمه لاتین به کسی
a long flog up the mountainside.
یک صعود طولانی و طاقتفرسا به دامنه کوه.
The shop owner decided to flog off the old inventory at a discounted price.
صاحب مغازه تصمیم گرفت موجودی قدیمی را با قیمت تخفیفدار بفروشد.
The manager flogged the team to meet the deadline.
مدیر تیم را برای رسیدن به مهلت مقرر تحت فشار قرار داد.
He tried to flog his idea to the investors, but they were not interested.
او سعی کرد ایده خود را به سرمایهگذاران بفروشد، اما آنها علاقهای نشان ندادند.
The teacher flogged the students for not completing their homework.
معلم دانشآموزان را به دلیل انجام ندادن تکالیفشان تنبیه کرد.
The company decided to flog a new product line to attract more customers.
شرکت تصمیم گرفت یک خط تولید جدید را برای جذب مشتریان بیشتر بفروشد.
She felt like she had to flog herself to stay motivated.
او احساس میکرد که برای حفظ انگیزه باید خود را تحت فشار قرار دهد.
The coach flogged the team during practice to improve their performance.
مربی تیم را در طول تمرین تحت فشار قرار داد تا عملکرد آنها بهبود یابد.
He tried to flog his old car, but no one was interested in buying it.
او سعی کرد ماشین قدیمی خود را بفروشد، اما کسی مایل به خرید آن نبود.
The author had to flog his manuscript to get it published.
نویسنده مجبور شد دستنویس خود را بفروشد تا بتواند آن را منتشر کند.
The salesperson flogged the benefits of the product to the potential customers.
فروشنده مزایای محصول را به مشتریان بالقوه معرفی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید