flusters me
من را آشفته میکند
flusters easily
به راحتی آشفته میشود
flusters others
دیگران را آشفته میکند
flusters quickly
به سرعت آشفته میکند
flusters him
او را آشفته میکند
flusters her
او را آشفته میکند
flusters kids
بچه ها را آشفته میکند
flusters me out
من را کاملاً آشفته میکند
flusters my mind
ذهن من را آشفته میکند
flusters the team
تیم را آشفته میکند
his sudden question flusters me every time.
هر بار این سؤال ناگهانی من را به هم میریزد.
she flusters easily when speaking in public.
او به راحتی هنگام صحبت کردن در جمع دچار آشفتگی میشود.
the unexpected news flusters the entire team.
این خبر غیرمنتظره کل تیم را به هم ریخت.
don't let the pressure fluster you during the exam.
نگذارید فشار شما را در طول امتحان به هم بریزد.
he always flusters when he has to make a decision.
او همیشه هنگام تصمیمگیری دچار آشفتگی میشود.
the loud noise flusters the students in the classroom.
صدای بلند باعث آشفتگی دانشآموزان در کلاس شد.
she tried to remain calm, but the surprise flusters her.
او سعی کرد آرام بماند، اما این غافلگیری او را به هم ریخت.
his lack of preparation flusters him during the presentation.
عدم آمادگی او باعث آشفتگیاش در طول ارائه شد.
the sudden change in plans flusters everyone involved.
تغییر ناگهانی در برنامهها همه افراد درگیر را به هم ریخت.
she tends to fluster when asked unexpected questions.
او معمولاً هنگام پرسیدن سؤالات غیرمنتظره دچار آشفتگی میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید