flusters

[ایالات متحده]/ˈflʌstə(r)z/
[بریتانیا]/ˈflʌstərz/

ترجمه

v. کسی را آشفته یا گیج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flusters me

من را آشفته می‌کند

flusters easily

به راحتی آشفته می‌شود

flusters others

دیگران را آشفته می‌کند

flusters quickly

به سرعت آشفته می‌کند

flusters him

او را آشفته می‌کند

flusters her

او را آشفته می‌کند

flusters kids

بچه ها را آشفته می‌کند

flusters me out

من را کاملاً آشفته می‌کند

flusters my mind

ذهن من را آشفته می‌کند

flusters the team

تیم را آشفته می‌کند

جملات نمونه

his sudden question flusters me every time.

هر بار این سؤال ناگهانی من را به هم می‌ریزد.

she flusters easily when speaking in public.

او به راحتی هنگام صحبت کردن در جمع دچار آشفتگی می‌شود.

the unexpected news flusters the entire team.

این خبر غیرمنتظره کل تیم را به هم ریخت.

don't let the pressure fluster you during the exam.

نگذارید فشار شما را در طول امتحان به هم بریزد.

he always flusters when he has to make a decision.

او همیشه هنگام تصمیم‌گیری دچار آشفتگی می‌شود.

the loud noise flusters the students in the classroom.

صدای بلند باعث آشفتگی دانش‌آموزان در کلاس شد.

she tried to remain calm, but the surprise flusters her.

او سعی کرد آرام بماند، اما این غافلگیری او را به هم ریخت.

his lack of preparation flusters him during the presentation.

عدم آمادگی او باعث آشفتگی‌اش در طول ارائه شد.

the sudden change in plans flusters everyone involved.

تغییر ناگهانی در برنامه‌ها همه افراد درگیر را به هم ریخت.

she tends to fluster when asked unexpected questions.

او معمولاً هنگام پرسیدن سؤالات غیرمنتظره دچار آشفتگی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید