folies

[ایالات متحده]/ˈfɒliːz/
[بریتانیا]/ˈfoʊliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنون؛ دیوانگی؛ (Folie) یک نام خانوادگی؛ (فرانسوی) رفاه

عبارات و ترکیب‌ها

folies of war

دیوانگی جنگ

folies of youth

دیوانگی جوانی

folies of love

دیوانگی عشق

folies of grandeur

دیوانگی بزرگی

folies of fashion

دیوانگی مد

folies of ambition

دیوانگی جاه‌طلبی

folies of fame

دیوانگی شهرت

folies of desire

دیوانگی هوس

folies of reason

دیوانگی عقل

folies of passion

دیوانگی اشتیاق

جملات نمونه

her artistic folies often lead to unique creations.

اغلب اوقات، بازی‌های هنری او منجر به خلق آثار منحصر به فرد می‌شود.

he laughed at his own folies during the presentation.

او در طول ارائه، به بازی‌های خود خندید.

they indulged in the folies of youth.

آنها در بازی‌های جوانی غرق شدند.

the film explores the folies of love and ambition.

فیلم به بررسی بازی‌های عشق و جاه‌طلبی می‌پردازد.

her folies were often misunderstood by her peers.

بازی‌های او اغلب توسط همسالانش نادرست فهمیده می‌شد.

he documented the folies of the rich and famous.

او بازی‌های افراد ثروتمند و مشهور را مستند کرد.

sometimes, our folies can lead to great discoveries.

گاهی اوقات، بازی‌های ما می‌تواند منجر به کشف‌های بزرگی شود.

the play is a satire on the folies of society.

نمایش، هجوئی بر بازی‌های جامعه است.

she often reminisced about her youthful folies.

او اغلب به بازی‌های جوانی خود نوستالژی می‌کرد.

his folies were a source of inspiration for others.

بازی‌های او منبع الهام برای دیگران بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید