whims

[ایالات متحده]/wɪmz/
[بریتانیا]/wɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرزوها یا ایده های ناگهانی; مفاهیم غیرمنتظره

عبارات و ترکیب‌ها

on a whim

به صورت اتفاقی

whims of fate

خوش‌شانسی‌های سرنوشت

whims and fancies

میل و هوس

follow your whims

به میل خود عمل کنید

whims of nature

خوش‌شانسی‌های طبیعت

whimsical ideas

ایده‌های عجیب و غریب

whim of chance

شانس محض

جملات نمونه

she often acts on a whim without thinking.

او اغلب بر اساس یک هوس عمل می‌کند بدون اینکه فکر کند.

his whims can sometimes lead to unexpected adventures.

خوش‌بینی‌های او گاهی اوقات می‌توانند منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره شوند.

they decided to travel on a whim last weekend.

آنها تصمیم گرفتند آخر هفته گذشته به طور ناگهانی سفر کنند.

she bought the dress on a whim, even though it was expensive.

او لباس را به طور ناگهانی خرید، اگرچه گران بود.

his whims often change, making it hard to plan.

خوش‌بینی‌های او اغلب تغییر می‌کنند و برنامه‌ریزی را دشوار می‌کنند.

we took a detour on a whim and discovered a beautiful park.

ما به طور ناگهانی از مسیر اصلی خارج شدیم و یک پارک زیبا را کشف کردیم.

on a whim, she decided to start painting again.

به طور ناگهانی، او تصمیم گرفت دوباره نقاشی بکشد.

he buys things on a whim, which often leads to clutter.

او چیزها را به طور ناگهانی می‌خرد که اغلب منجر به شلوغی می‌شود.

her whims can be quite entertaining at times.

خوش‌بینی‌های او گاهی اوقات می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

they changed their plans on a whim and went to the beach instead.

آنها به طور ناگهانی برنامه‌های خود را تغییر دادند و به جای آن به ساحل رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید