sensibilities

[ایالات متحده]/ˌsɛn.sɪˈbɪl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˌsɛn.səˈbɪl.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی قدردانی و پاسخ به تأثیرات عاطفی یا زیبایی‌شناختی پیچیده؛ ظرفیت برای حساسیت یا پاسخ عاطفی

عبارات و ترکیب‌ها

cultural sensibilities

حساسیت‌های فرهنگی

artistic sensibilities

حساسیت‌های هنری

social sensibilities

حساسیت‌های اجتماعی

moral sensibilities

حساسیت‌های اخلاقی

aesthetic sensibilities

حساسیت‌های زیبایی‌شناختی

political sensibilities

حساسیت‌های سیاسی

environmental sensibilities

حساسیت‌های زیست‌محیطی

emotional sensibilities

حساسیت‌های عاطفی

commercial sensibilities

حساسیت‌های تجاری

civic sensibilities

حساسیت‌های مدنی

جملات نمونه

her artistic sensibilities are reflected in her work.

ظرافت‌های هنری او در آثارش منعکس شده است.

understanding cultural sensibilities is crucial for effective communication.

درک حساسیت‌های فرهنگی برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

his sensibilities were offended by the harsh criticism.

حساسیت‌های او از انتقادات تند آزرده شده بود.

she has a deep sensibility for social issues.

او نسبت به مسائل اجتماعی حساسیت عمیقی دارد.

the film appeals to the sensibilities of a younger audience.

این فیلم مورد پسند سلیقه‌ی مخاطبان جوان است.

his sensibilities make him a great writer.

حساسیت‌های او او را به یک نویسنده عالی تبدیل می‌کند.

we must consider the sensibilities of our guests.

ما باید به حساسیت‌های مهمانان خود توجه کنیم.

art can challenge societal sensibilities.

هنر می‌تواند حساسیت‌های اجتماعی را به چالش بکشد.

her sensibilities guide her choices in fashion.

حساسیت‌های او راهنمای انتخاب‌های او در زمینه مد است.

he navigates complex sensibilities with ease.

او به راحتی با حساسیت‌های پیچیده کنار می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید