foreshadowing

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه‌گذاری؛
v. پیش‌بینی کردن

جملات نمونه

The dark clouds foreshadowed an incoming storm.

ابرهای تیره نشانه‌ای از طوفان قریب‌الوقوع بود.

The eerie music in the movie was a foreshadowing of the impending danger.

موسیقی وهم‌آور در فیلم پیش‌زمینه‌ای از خطر قریب‌الوقوع بود.

The mysterious letter was a foreshadowing of the protagonist's unknown past.

نامه مرموز پیش‌زمینه‌ای از گذشته ناشناخته شخصیت اصلی بود.

The character's strange behavior foreshadowed his descent into madness.

رفتار عجیب و غریب شخصیت، حاکی از سقوط او به ورطه‌ی جنون بود.

The sudden drop in temperature foreshadowed the onset of winter.

کاهش ناگهانی دما نشانه‌ای از شروع زمستان بود.

The broken mirror was a foreshadowing of bad luck to come.

آینه شکسته نشانه‌ای از بدشانسی بود.

The ominous warning from the fortune teller was a foreshadowing of tragedy.

هشدار شوم از فالگیر نشانه‌ای از تراژدی بود.

The protagonist's recurring nightmares were a foreshadowing of events to come.

کابوس‌های مکرر شخصیت اصلی نشانه‌ای از وقایعی بود که قرار بود رخ دهد.

The abandoned house at the edge of town was a foreshadowing of the town's dark history.

خانه متروکه در حاشیه شهر نشانه‌ای از تاریخ تاریک شهر بود.

The cryptic message left by the villain was a foreshadowing of his evil plans.

پیام رمزی که توسط دشمن رها شده بود، نشانه‌ای از نقشه‌های شیطانی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید