forecast

[ایالات متحده]/ˈfɔːkɑːst/
[بریتانیا]/ˈfɔːrkæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیش بینی کردن، پیشگویی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

weather forecast

پیش‌بینی هوا

economic forecast

پیش‌بینی اقتصادی

sales forecast

پیش‌بینی فروش

demand forecast

پیش‌بینی تقاضا

forecast period

دوره پیش‌بینی

financial forecast

پیش‌بینی مالی

hydrological forecast

پیش‌بینی هیدرولوژیکی

requirement forecast

پیش‌بینی نیاز

جملات نمونه

rain is forecast for Scotland.

پیش‌بینی می‌شود باران برای اسکاتلند.

a result that was widely forecast

نتیجه‌ای که به طور گسترده پیش‌بینی شده بود

a short-term forecast of the UK economy

پیش‌بینی کوتاه‌مدت از اقتصاد بریتانیا

price increases that forecast inflation.

افزایش قیمت‌ها که تورم را پیش‌بینی می‌کند.

Saturday is forecast to be boiling and sunny.

پیش‌بینی می‌شود شنبه بسیار گرم و آفتابی باشد.

the forecast rate of increase did not materialize.

نرخ افزایش پیش‌بینی‌شده محقق نشد.

the forecast says we're in for the tail of a hurricane.

پیش‌بینی می‌گوید ما در آستانه دم یک گردباد هستیم.

Prevoyance (Forecast & Plan).

پیش‌بینی و برنامه.

The recent statement of the president forecast a change in the situation.

اظهارات اخیر رئیس‌جمهور پیش‌بینی تغییر در وضعیت را نشان داد.

She forecast that he would fail.

او پیش‌بینی کرد که او شکست خواهد خورد.

a dire economic forecast; dire threats.

یک پیش‌بینی اقتصادی وخیم؛ تهدیدات وخیم.

Economists are forecasting a slump.

اقتصاددانان در حال پیش‌بینی رکود هستند.

Experts have forecast an upturn in the stock market.

متخصصان پیش‌بینی افزایش در بازار سهام را کرده‌اند.

Hurricane has been forecast for tomorrow afternoon.

گردباد برای بعد از فردا بعد از ظهر پیش‌بینی شده است.

The forecast says there is going to be a hard frost tomorrow night.

پیش‌بینی می‌گوید امشب یخبندان شدیدی وجود خواهد داشت.

Now scientists can forecast the weather accurately.

اکنون دانشمندان می‌توانند آب و هوا را به طور دقیق پیش‌بینی کنند.

Who can forecast what a baby will do next?

چه کسی می‌تواند پیش‌بینی کند که یک نوزاد در مرحله بعد چه خواهد کرد؟

The papers forecast clear skies tomorrow.

روزنامه‌ها پیش‌بینی آسمان صاف برای فردا را کرده‌اند.

نمونه‌های واقعی

I report the weather forecast on TV.

من گزارش پیش‌بینی هواشناسی را در تلویزیون ارائه می‌دهم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

So you check the weather forecast before you go?

پس آیا شما قبل از رفتن پیش‌بینی هواشناسی را بررسی می‌کنید؟

منبع: American English dialogue

Forecasting hurricanes is not an exact science.

پیش‌بینی طوفان‌های شدید یک علم دقیق نیست.

منبع: CNN Selected April 2016 Collection

Our next tip is to always check the weather forecast.

نکته بعدی ما این است که همیشه پیش‌بینی هواشناسی را بررسی کنید.

منبع: Creative Cloud Travel

Are you in the habit of checking the weather forecast?

آیا شما عادت به بررسی پیش‌بینی هواشناسی دارید؟

منبع: IELTS Speaking Part 1: January to April 2023

Such events may forecast an outbreak of war.

چنین رویدادهایی ممکن است یک درگیری جنگی را پیش‌بینی کنند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

The Smithsonian astrophysical observatory says Tempo will revolutionize air quality forecasts.

مرکز تحقیقاتی اختر فیزیک اسمیتسونیان می‌گوید تمپو پیش‌بینی کیفیت هوا را متحول خواهد کرد.

منبع: VOA Standard English_Americas

The IMF has revised down its forecast for global economic growth.

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی خود را برای رشد اقتصادی جهانی کاهش داده است.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

And that's just for starters. You mention the IMF forecasts.

و این فقط برای شروع است. شما به پیش‌بینی‌های صندوق بین‌المللی پول اشاره کردید.

منبع: NPR News January 2015 Compilation

This is according to the World Trade Organization's latest forecast.

این طبق آخرین پیش‌بینی سازمان تجارت جهانی است.

منبع: Current month CRI online

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید