frees up time
آزاد میکند زمان
frees the way
مسیر را باز میکند
frees up space
فضای خالی ایجاد میکند
freed from debt
آزاد شده از بدهی
freed expression
بیان آزاد
freely available
به طور آزادانه در دسترس
freely roaming
به طور آزادانه در حال گشت و گذار
frees our minds
ذهن ما را آزاد میکند
frees our hands
دستهای ما را آزاد میکند
frees the market
بازار را آزاد میکند
the museum frees admission on tuesdays.
موزه ورود در روزهای سهشنبه را مجاز میکند.
she frees up her weekend to volunteer at the animal shelter.
او آخر هفته خود را برای داوطلب شدن در سرپناه حیوانات آزاد میکند.
can you frees up some time to help me with this project?
آیا میتوانید کمی وقت آزاد کنید تا به من در این پروژه کمک کنید؟
the new software frees users from repetitive tasks.
نرمافزار جدید کاربران را از وظایف تکراری آزاد میکند.
he frees his mind of negative thoughts before meditating.
او ذهن خود را از افکار منفی قبل از مدیتیشن پاک میکند.
the company frees resources for innovation and development.
شرکت منابع را برای نوآوری و توسعه آزاد میکند.
this app frees you from having to remember passwords.
این برنامه شما را از به خاطر سپردن رمزهای عبور آزاد میکند.
the open-source model frees information for wider access.
مدل متنباز اطلاعات را برای دسترسی گستردهتر آزاد میکند.
the new policy frees businesses from unnecessary regulations.
سیاست جدید کسب و کارها را از مقررات غیرضروری آزاد میکند.
he frees himself from the constraints of traditional thinking.
او خود را از محدودیتهای تفکر سنتی آزاد میکند.
the software frees up disk space by deleting temporary files.
نرمافزار با حذف فایلهای موقت فضای دیسک را آزاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید