frown

[ایالات متحده]/fraʊn/
[بریتانیا]/fraʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. چروک کردن پیشانی؛ نشان دادن نارضایتی

vt. چروک کردن پیشانی

n. پیشانی چروکیده

عبارات و ترکیب‌ها

deep frown

خشم عمیق

frown on

با اکراه مواجه شدن

frown at

با اکراه نگاه کردن

frown upon

با اکراه موافقت کردن

جملات نمونه

a frown of disapproval.

یک اخم ناپسندی.

frown sb. into silence

کسی را به سکوت وادارد.

An ancient pagoda frowns on the mountainside.

یک منظره‌گاه باستانی بر دامنه کوه‌ها نظارت می‌کند.

promiscuity was frowned upon.

نامناسب بودن مورد انتقاد قرار گرفت.

Don't frown at me like that.

به این شکل با من اخم نکن.

The mountains frown down on the plain.

کوه ها با اخم به دشت نگاه می کنند.

Why are you frowning at me?

چرا با من اخم می کنی؟

A friend that frowns is better than a smiling enemy.

دوستی که اخم می کند بهتر از دشمنی است که لبخند می زند.

frowned on the use of so much salt in the food.

از استفاده بیش از حد نمک در غذا انتقاد کرد.

frowns when he is annoyed;

وقتی آزاردهنده است اخم می‌کند.

a small frown creased her forehead.

یک اخم کوچک پیشانی‌اش را چروک کرد.

he frowned as he reread the letter.

او در حالی که نامه را دوباره می خواند اخم کرد.

she frowned, thrown by this apparent change of tack.

او اخم کرد، تحت تأثیر این تغییر ظاهری قرار گرفت.

there was a worried frown on his face.

یک اخم نگران بر چهره او بود.

Her frown gave him a speechless message.

اخمش به او پیامی بدون کلام داد.

The teacher frowned angrily at the noisy class.

معلم با عصبانیت به کلاس پر سر و صدا اخم کرد.

a frown that denoted increasing impatience.

یک اخم که نشان دهنده افزایش بی صبری بود.

Paula frowned, suddenly wary.

پولا اخم کرد، ناگهان محتاط شد.

نمونه‌های واقعی

Slang use is often frowned upon – or disapproved of.

استفاده از اصطلاحات عامیانه اغلب ناپسند تلقی می‌شود یا مورد تایید نیست.

منبع: 6 Minute English

The coast guard seriously frowns on fraternizing.

نگهبانان ساحلی به شدت با برقراری ارتباط غیررسمی مخالفت می‌کنند.

منبع: Modern Family - Season 05

Jack jumped back. Then he frowned.

جک عقب نشینی کرد. سپس اخم کرد.

منبع: Magic Tree House

Oh, sir, you have turned my frown upside down.

اوه، قربان، شما اخم من را برگردانید.

منبع: Young Sheldon Season 5

It can make you appear more approachable and friendly than if you're frowning.

این می‌تواند باعث شود که شما نسبت به زمانی که اخم می‌کنید، قابل دسترس‌تر و دوستانه‌تر به نظر برسید.

منبع: Psychology Mini Class

You'd like me to turn his frown upside down.

شما می‌خواهید من اخم او را برگردانم.

منبع: Young Sheldon Season 5

When he saw her frown, he laughed suddenly, his white teeth flashing.

وقتی اخم او را دید، ناگهان خندید و دندان‌های سفیدش نمایان شد.

منبع: Gone with the Wind

Its artificial intelligence interprets kids' faces when they smile or frown.

هوش مصنوعی آن چهره کودکان را زمانی که لبخند می‌زنند یا اخم می‌کنند، تفسیر می‌کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Smilin' Jack faked a frown and tapped his foot.

جک خندان، اخمی ساختگی به نمایش گذاشت و پایش را کوبید.

منبع: Storyline Online English Stories

A slight frown mars Grey's rather lovely brow.

یک اخم جزئی، ابروی زیبا و نسبتاً خوب گری را خراب می‌کند.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید