shoot a glower
نگاهی سنگین انداختن
she glowered at him suspiciously.
او با شک و تردید به او خیره شد.
He just glowered without speaking.
او فقط بدون اینکه صحبت کند، اخم کرد.
glowered sullenly at being interrupted;
با اخم و حالت عبوس به قطع صحبت اعتراض کرد.
she glowered at the television crew who were filming them.
او با عصبانیت به گروه فیلمبرداری تلویزیون که در حال فیلمبرداری از آنها بود نگاه کرد.
Stop glowering at me, I’ve done nothing wrong!
دیگر با من اخم نکن، من هیچ کاری نکردهام!
he glowered at her, defying her to mock him.
او با خشم به او خیره شد و او را به تمسخرش به چالش کشید.
The boy would not go, but stood at the door glowering at his father.
پسر نخواست برود، اما در حالی که با اخم به پدرش خیره شده بود، کنار در ایستاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید