gab

[ایالات متحده]/ɡæb/
[بریتانیا]/ɡæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بیهوده صحبت کردن; بیهوده چرت و پرت گفتن
n. پرحرفی; صحبت کردن بی‌مورد; تمایل به صحبت کردن احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

engage in gab

شرکت کردن در صحبت کردن

gift of gab

توانایی خوش‌صحبت بودن

جملات نمونه

Fat people will gab, giggle, guffaw, galumph, gyrate, and gossip.They are generous, giving, and gallant.

افراد چاق صحبت خواهند کرد، می‌خندند، قهقهه می‌زنند، با خوشحالی می‌چرخند و غیبت می‌کنند. آنها سخاوتمند، بخشنده و شایسته هستند.

They will put your name in the pot.They will let you off the hook.Fat people will gab, giggle, guffaw, galumph, gyrate, and gossip.

آنها اسم شما را در دیگ می‌گذارند. آنها شما را از چاله بیرون می‌آورند. افراد چاق صحبت خواهند کرد، می‌خندند، قهقهه می‌زنند، با خوشحالی می‌چرخند و غیبت می‌کنند.

GW: Im Line-up von Tiamat gab es besonders in den Anfangsjahren viele Änderungen.Jetzt spielt Ihr im Kern seit vielen Jahren zusammen.

GW: در ترکیب تیم Tiamat، تغییرات زیادی به ویژه در سال‌های اول وجود داشت. اکنون شما سال‌هاست که در هسته اصلی بازی می‌کنید.

She loves to gab on the phone for hours.

او عاشق صحبت کردن تلفنی به مدت ساعت‌هاست.

They always gab about the latest gossip.

آنها همیشه درباره آخرین غایبه‌ها صحبت می‌کنند.

He can gab endlessly about his favorite sports team.

او می‌تواند به طور مداوم درباره تیم ورزشی مورد علاقه خود صحبت کند.

Don't gab during the movie, it's rude.

در حین فیلم صحبت نکنید، بی‌ادبانه است.

I overheard them gabbing about their weekend plans.

من شنیدم که آنها درباره برنامه‌های آخر هفته خود صحبت می‌کنند.

She tends to gab when she's nervous.

وقتی عصبی است، او معمولاً صحبت می‌کند.

Let's grab a coffee and gab about work.

بیایید قهوه بگیریم و درباره کار صحبت کنیم.

The group of friends gabbed excitedly about their upcoming trip.

گروه دوستان با هیجان درباره سفر آینده خود صحبت کردند.

He can't help but gab about his new car to everyone.

او نمی‌تواند بدون صحبت کردن درباره ماشین جدیدش با همه کنار بیاید.

She always gabs about her cats to anyone who will listen.

او همیشه درباره گربه‌هایش با هر کسی که گوش می‌دهد صحبت می‌کند.

نمونه‌های واقعی

He certainly has the gift of the gab.

او قطعاً استعداد سخن گفتن را دارد.

منبع: Airborne English Classroom: Intermediate Edition

The process is designed to uncover brainy, personable Stakhanovites with steely resilience and the gift of the gab.

این فرآیند برای شناسایی افراد باهوش، خوش‌برخورد، با مقاومت فولادی و استعداد سخن گفتن طراحی شده است.

منبع: The Economist (Summary)

I do, of course, though, as quite a few people in the room know, I have the gift of the gab.

من البته، همانطور که تعداد زیادی از افراد حاضر در اتاق می‌دانند، استعداد سخن گفتن را دارم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

You've certainly got the gift of the gab.

شما قطعاً استعداد سخن گفتن را دارید.

منبع: Me Before You

Jo has always had the gift of the gab.

جو همیشه استعداد سخن گفتن را داشته است.

منبع: Langman OCLM-01 words

We can go out and get ice cream and gab.

ما می‌توانیم بیرون برویم، بستنی بگیریم و گپ بزنیم.

منبع: The American TV series "Atypical" Season 1 and Season 2.

It's true that lots of people like to gab.

این درست است که بسیاری از مردم دوست دارند گپ بزنند.

منبع: Translation tutorial

So, Irish clovers have the gift of the gab, you see?

بنابراین، خشتک‌های ایرلندی استعداد سخن گفتن را دارند، می‌بینید؟

منبع: Engvid-Jade Course Collection

When I came to, I found myself with the gift of gab.

وقتی به هوش آمدم، خودم را با استعداد سخن گفتن یافتم.

منبع: Young Sheldon Season 2

It's the gift of the gab.

این استعداد سخن گفتن است.

منبع: The Busy World of Richard Scarry

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید