friendly banter
گفتگوی دوستانه
light-hearted banter
گفتگوی سبک و سرگرمکننده
engage in banter
در گفتگوی دوستانه شرکت کردن
casual banter
گفتگوی غیررسمی
exchange banter
تبادل گفتگوی دوستانه
good-natured banter
گفتگوی دوستانه و مهربانانه
banter with friends
گفتگوی دوستانه با دوستان
banter with colleagues
گفتگوی دوستانه با همکاران
quick banter
گفتگوی سریع و دوستانه
the men bantered with the waitresses.
مردان با پیشخدمتها شوخی میکردند.
He bantered with his grandchildren.
او با نوه هایش شوخی کرد.
The students exchanged banter with each other.
دانشجویان با یکدیگر شوخی کردند.
The actress exchanged banter with reporters.
بازیگر با گزارشگران شوخی کرد.
The rival team members bantered before the game.
اعضای تیم رقیب قبل از مسابقه با هم شوخی کردند.
We bantered Nick on the subject of marriage.
ما با نیک درباره موضوع ازدواج شوخی کردیم.
The students enjoyed their teacher's bantering them about their mistakes.
دانشجویان از شوخی معلمشان درباره اشتباهاتشان لذت بردند.
He suddenly dropped his habitual banter.
او ناگهان شوخی های همیشگی خود را کنار گذاشت.
She engages in friendly banter with her customers.
او با مشتریانش شوخی های دوستانه می کند.
bantered with her colleagues about their long coffee breaks;
با همکارانش درباره استراحت های طولانی قهوه شان شوخی کرد.
buffoonery, facetious, chaffing, badinage, bantering, quizzical, waggish.
خالبازی، متملقانه، مسخره کردن، شوخی، شیطنت، کنجکاو، شوخ.
I really enjoy our banter at work!
من واقعاً از خوش و بش های ما در محل کار لذت می برم!
منبع: BBC Authentic EnglishSure, I engaged in some friendly e-mail banter.
مطمئناً، من در خوش و بش های ایمیل دوستانه ای شرکت کردم.
منبع: Modern Family - Season 10Hello. Hello. All right, let's dispense with the friendly banter.
سلام. سلام. باشه، بیایید از خوش و بش های دوستانه چشم پوشی کنیم.
منبع: The Big Bang Theory Season 3You don't have to do the banter, but what's it cost me?
شما نیازی نیست خوش و بش کنید، اما چه قیمتی دارد؟
منبع: Modern Family - Season 07I want this type of playful banter in my relationship.
من می خواهم این نوع خوش و بش بازیگوشانه را در رابطه ام داشته باشم.
منبع: Modern Family - Season 05Sometimes we call it banter when you can have a really great conversation back and forth with someone.
گاهی اوقات ما آن را خوش و بش می نامیم وقتی می توانید یک مکالمه عالی را با کسی به عقب و جلو داشته باشید.
منبع: Emma's delicious EnglishWhat it once considered lighthearted banter is now verboten homophobia.
آنچه زمانی خوش و بش های سبک و سرزنده تلقی می شد، اکنون همجنس گرایی ممنوع است.
منبع: The Economist (Summary)Well, it's a revenge on wit, on chat and on banter.
خب، این انتقام هوش، چت و خوش و بش است.
منبع: The Power of Art - Jacques-Louis DavidIt was banter. Has this country come to the point where you can't joke with the help?
این خوش و بش بود. آیا این کشور به جایی رسیده که نمی توانید با کمک شوخی کنید؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3I set up, and we waited, our banter dissipating as the daylight waned and tiny specks of light emerged.
من تنظیم کردم و ما منتظر ماندیم، خوش و بش ما در حال محو شدن بود زیرا روز کم نور شد و نقاط نور کوچک ظاهر شدند.
منبع: National Geographic Anthologyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید