banter

[ایالات متحده]/ˈbæntə(r)/
[بریتانیا]/ˈbæntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گفت و گوی بازیگوش و کنایه‌آمیز؛ کنایه زدن سبک‌دلانه
vi. در گفت و گوی بازیگوش و کنایه‌آمیز شرکت کردن
vt. به شیوه‌ای خوش‌خیم کنایه زدن یا تمسخر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

friendly banter

گفتگوی دوستانه

light-hearted banter

گفتگوی سبک و سرگرم‌کننده

engage in banter

در گفتگوی دوستانه شرکت کردن

casual banter

گفتگوی غیررسمی

exchange banter

تبادل گفتگوی دوستانه

good-natured banter

گفتگوی دوستانه و مهربانانه

banter with friends

گفتگوی دوستانه با دوستان

banter with colleagues

گفتگوی دوستانه با همکاران

quick banter

گفتگوی سریع و دوستانه

جملات نمونه

the men bantered with the waitresses.

مردان با پیشخدمت‌ها شوخی می‌کردند.

He bantered with his grandchildren.

او با نوه هایش شوخی کرد.

The students exchanged banter with each other.

دانشجویان با یکدیگر شوخی کردند.

The actress exchanged banter with reporters.

بازیگر با گزارشگران شوخی کرد.

The rival team members bantered before the game.

اعضای تیم رقیب قبل از مسابقه با هم شوخی کردند.

We bantered Nick on the subject of marriage.

ما با نیک درباره موضوع ازدواج شوخی کردیم.

The students enjoyed their teacher's bantering them about their mistakes.

دانشجویان از شوخی معلمشان درباره اشتباهاتشان لذت بردند.

He suddenly dropped his habitual banter.

او ناگهان شوخی های همیشگی خود را کنار گذاشت.

She engages in friendly banter with her customers.

او با مشتریانش شوخی های دوستانه می کند.

bantered with her colleagues about their long coffee breaks;

با همکارانش درباره استراحت های طولانی قهوه شان شوخی کرد.

buffoonery, facetious, chaffing, badinage, bantering, quizzical, waggish.

خال‌بازی، متملقانه، مسخره کردن، شوخی، شیطنت، کنجکاو، شوخ.

نمونه‌های واقعی

I really enjoy our banter at work!

من واقعاً از خوش و بش های ما در محل کار لذت می برم!

منبع: BBC Authentic English

Sure, I engaged in some friendly e-mail banter.

مطمئناً، من در خوش و بش های ایمیل دوستانه ای شرکت کردم.

منبع: Modern Family - Season 10

Hello. Hello. All right, let's dispense with the friendly banter.

سلام. سلام. باشه، بیایید از خوش و بش های دوستانه چشم پوشی کنیم.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

You don't have to do the banter, but what's it cost me?

شما نیازی نیست خوش و بش کنید، اما چه قیمتی دارد؟

منبع: Modern Family - Season 07

I want this type of playful banter in my relationship.

من می خواهم این نوع خوش و بش بازیگوشانه را در رابطه ام داشته باشم.

منبع: Modern Family - Season 05

Sometimes we call it banter when you can have a really great conversation back and forth with someone.

گاهی اوقات ما آن را خوش و بش می نامیم وقتی می توانید یک مکالمه عالی را با کسی به عقب و جلو داشته باشید.

منبع: Emma's delicious English

What it once considered lighthearted banter is now verboten homophobia.

آنچه زمانی خوش و بش های سبک و سرزنده تلقی می شد، اکنون همجنس گرایی ممنوع است.

منبع: The Economist (Summary)

Well, it's a revenge on wit, on chat and on banter.

خب، این انتقام هوش، چت و خوش و بش است.

منبع: The Power of Art - Jacques-Louis David

It was banter. Has this country come to the point where you can't joke with the help?

این خوش و بش بود. آیا این کشور به جایی رسیده که نمی توانید با کمک شوخی کنید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I set up, and we waited, our banter dissipating as the daylight waned and tiny specks of light emerged.

من تنظیم کردم و ما منتظر ماندیم، خوش و بش ما در حال محو شدن بود زیرا روز کم نور شد و نقاط نور کوچک ظاهر شدند.

منبع: National Geographic Anthology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید