attach

[ایالات متحده]/əˈtætʃ/
[بریتانیا]/əˈtætʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ببندید، متصل کنید؛ چیزی را چسبانده کنید؛ اضافه کنید
چیزی را به عنوان پیوست ایمیل شامل کنید
دارایی (یک بدهکار یا اموال او) را ضبط کنید

عبارات و ترکیب‌ها

attach a file

پیوستن فایل

attach a document

پیوستن سند

attach a photo

پیوستن عکس

attached please find

پیوست شده لطفا پیدا کنید

attach file

پیوستن فایل

جملات نمونه

attach a document to a letter

پیوستن یک سند به یک نامه

attach a condition to a contract

پیوستن یک شرط به یک قرارداد

attach label to parcel

چسباندن برچسب به بسته

attach labels to the luggage

چسباندن برچسب‌ها به چمدان‌ها

attach a label on...

چسباندن یک برچسب روی...

I attach a copy of the memo for your information.

من یک نسخه از یادداشت را برای اطلاع شما پیوست می‌کنم.

please complete the attached form.

لطفاً فرم پیوست شده را تکمیل کنید.

he was attached to Military Intelligence.

او به اطلاعات نظامی مرتبط بود.

please complete the attached forms.

لطفاً فرم‌های پیوست شده را تکمیل کنید.

attach a draught seal to the door itself.

یک مهر دراز را به درب خود بچسبانید.

attached no significance to the threat.

هیچ اهمیتی به تهدید نداد.

a block of attached houses.

یک بلوک خانه‌های متصل

attach part of sb.'s salary

بخشی از حقوق کسی را کسر کنید

The hospital is attached to that university.

بیمارستان به آن دانشگاه متصل است.

No blame attaches to him.

هیچ تقصیری به او منسوب نیست.

wage attached to a post

حقوقی که به یک سمت متصل است

No blame attaches to him for the accident.

هیچ تقصیری به او برای حادثه منسوب نیست.

The worker attached a cable.

کارگر یک کابل وصل کرد.

No suspicion attaches to him.

هیچ سوءظنی به او منسوب نیست.

نمونه‌های واقعی

It was what the Dutch were most passionately attached to.

این چیزی بود که مردم هلند به شدت به آن وابسته بودند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Meat attached to bones is the best.

گوشت چسبیده به استخوان بهترین است.

منبع: A Bite of China Season 1

The spiral arms attach to this structure.

بازوهای مارپیچی به این ساختار متصل می‌شوند.

منبع: VOA Slow English Technology

Because they are likely to be attached to explosives.

زیرا احتمالاً به مواد منفجره متصل خواهند شد.

منبع: VOA Standard English - Middle East

It's a lot of simplism attached to them.

این یک مقدار زیادی ساده‌انگاری است که به آنها متصل شده است.

منبع: CNN Listening Collection April 2013

But she doesn't know how to attach them.

اما او نمی‌داند چگونه آنها را متصل کند.

منبع: Lost Girl Season 4

I-I attach too much meaning to things.

من بیش از حد به چیزها معنا می‌دهم.

منبع: Modern Family - Season 03

So is the photograph that's attached to that story?

پس عکسی که به آن داستان متصل است چیست؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

He attached a stamp on the envelope.

او تمبر را به پاکت چسباند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

20. Labels have been attached to some of the parts.

20. برچسب‌ها به برخی از قطعات متصل شده‌اند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید