haughtiness

[ایالات متحده]/ˈhɔːtɪnəs/
[بریتانیا]/ˈhɔːtɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت برتری متکبرانه؛ خودخواهی یا تحقیر

عبارات و ترکیب‌ها

haughtiness prevails

غرور غالب است

haughtiness and pride

غرور و تکبر

overcome haughtiness

غرامیز غرور را شکست

haughtiness breeds contempt

غرور باعث تحقیر می‌شود

mask haughtiness

غرور را پنهان کنید

haughtiness is folly

غرور نادانی است

haughtiness revealed

غرور آشکار شد

haughtiness in speech

غرور در سخن

haughtiness of youth

غرور جوانی

challenge haughtiness

چالش غرور

جملات نمونه

his haughtiness made it difficult for him to make friends.

غرور او باعث می‌شد دوست پیدا کردن برایش دشوار باشد.

she walked into the room with a sense of haughtiness.

او با حسی از غرور وارد اتاق شد.

the haughtiness of the aristocrats was evident in their behavior.

غرور اشراف‌زادگان در رفتارشان آشکار بود.

his haughtiness often led to misunderstandings.

غرور او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

haughtiness can be a barrier to effective communication.

غرور می‌تواند مانعی برای برقراری ارتباط موثر باشد.

she tried to hide her haughtiness behind a polite smile.

او سعی کرد غرور خود را پشت یک لبخند مؤدبانه پنهان کند.

the haughtiness of the manager alienated his team.

غرور مدیر باعث بیگانگی تیمش شد.

overcoming his haughtiness was a personal challenge for him.

غلبه بر غرور او یک چالش شخصی برای او بود.

her haughtiness often overshadowed her talents.

غرور او اغلب بر استعدادهایش سایه می‌انداخت.

the haughtiness displayed by the celebrity annoyed many fans.

غروری که سلبریتی نشان می‌داد، باعث ناراحتی بسیاری از طرفداران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید