full of conceit
متکبر
Conceit is the enemy of / to progress.
غرور دشمن پیشرفت است.
Conceit is associated with stupidity and ignorance.
غرور با حماقت و نادانی همراه است.
Conceit and complacency are the archenemy of unity.
خودبزرگبینی و خودراضايي دشمنان وحدت هستند.
Error is often the precursor of what is correct,but conceit is the prelude to a fall.
اشتباه اغلب پیشدرآمد آنچه درست است، اما غرور مقدمهای برای سقوط است.
the director's brilliant conceit was to film this tale in black and white.
طراحی درخشان کارگردان این بود که این داستان را سیاه و سفید فیلمبرداری کند.
Don't grow conceited over your successes.
به خاطر موفقیتهای خود مغرور نشوید.
There is a savo(u)r of conceit in everything he says.
در هر آنچه او میگوید، طعنهای از غرور وجود دارد.
constant boasting that reveals conceit;
خودستایی مداوم که نشان دهنده خودخواهی است;
He is all out of conceit with that book; it is so simple.
او با آن کتاب کاملاً مغرور نیست؛ آنقدرها هم ساده نیست.
They hated that conceited, self-satisfied creature.
آن موجود مغرور و خودپسند را از صمیم قلب دوست نداشتند.
he is alarmed by the widespread conceit that he spent most of the 1980s drunk.
او از این خودبزرگبینی گسترده که بیشتر دهه 1980 را مست کرده بود، نگران است.
He became conceited after only modest success.
او پس از موفقیتهای اندک مغرور شد.
Conceit comes from shallowness;arrogance is due to ignorance.
خودخواهی از سطحی بودن می آید؛ غرور به دلیل نادانی است.
I’m not as conceited as so many people seem to think.
من به اندازه بسیاری از افرادی که فکر میکنند مغرور نیستم.
Many people become conceited after only modest success.
بسیاری از مردم پس از موفقیتهای اندک مغرور میشوند.
he's so conceited he'd never believe anyone would refuse him.
او آنقدر مغرور است که هرگز باور نمیکند کسی از او امتناع کند.
Promoted too quickly, the conceited young man became overbearing.
به دلیل ارتقای بیش از حد سریع، آن جوان مغرور خودخواه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید