heed

[ایالات متحده]/hiːd/
[بریتانیا]/hiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. توجه کردن، متوجه شدن\nn. توجه؛ دقت\nvt. توجه کردن؛ متوجه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

heed the warning

توجه به هشدار

heed my advice

به حرف من گوش کن

heed the instructions

به دستورالعمل ها توجه کن

heed the rules

به قوانین توجه کن

جملات نمونه

They gave little heed to the rumours.

آنها توجه کمی به شایعات کردند.

if he heard, he paid no heed .

اگر شنید، توجهی نکرد.

we must take heed of the suggestions.

ما باید به پیشنهادات توجه کنیم.

to give much heed to sb.'s advice

توجه زیادی به نصیحت کسی داشته باشید.

if he did not heed the warning, he would surely die.

اگر به هشدار توجه نکرد، مطمئناً می‌مرد.

define wordbook_En_1 "Storm, earth and fire, heed my call...."

تعریف wordbook_En_1 "طوفان، زمین و آتش، به ندای من گوش دهید...."

I paid no heed at the time but later I had cause to remember what he’d said.

در آن زمان توجهی نکردم، اما بعداً دلیلی داشتم تا به یاد بیاورم که او چه گفته است.

I fear being the only one to heed the no-gift clause on the invite and looking like an empty-handed shmuck.

می‌ترسم تنها کسی باشم که به بند عدم هدیه در دعوت‌نامه توجه کنم و شبیه یک فرد دست خالی به نظر برسم.

Listen to both sides and you will be enlightened,heed only one side and you will be benighted.

به هر دو طرف گوش دهید و روشنگری خواهید یافت، فقط به یک طرف توجه کنید و در تاریکی خواهید ماند.

نمونه‌های واقعی

Ah sir, why didn't you heed Dobby?

آقایم، چرا به هشدارهای دبلیو توجه نکردید؟

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

The beast paid him no heed.

هیولا به او توجهی نکرد.

منبع: Storyline Online English Stories

They are not real things that one should heed them。

آنها چیزهای واقعی نیستند که باید به آنها توجه کرد.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

But Maggie gave no heed. Please take it, she said again.

اما مگی توجهی نکرد. لطفاً آن را بردارید، او دوباره گفت.

منبع: British Original Language Textbook Volume 2

Governments and regulators need to pay heed.

دولت‌ها و تنظیم‌کننده‌ها باید توجه کنند.

منبع: The Economist (Summary)

The monkeys gave no heed to his shouts, but only grinned at his rage.

میمون‌ها به فریادهای او توجهی نکردند، بلکه فقط با خشم او خندیدند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

What do you mean? Heed my words, Merlin.

منظورت چیست؟ به حرف‌هایم گوش کن، مرلین.

منبع: The Legend of Merlin

In the past party leaders would have heeded their technical experts on such matters.

در گذشته، رهبران احزاب به توصیه کارشناسان فنی خود در این مسائل توجه می‌کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Because your elected officials will only heed your voice if you make your voice heard.

زیرا مقامات منتخب شما تنها زمانی به صدای شما گوش می‌دهند که صدای خود را به گوش آنها برسانید.

منبع: Obama's weekly television address.

Well, he said he was resigning because he was heeding the people's demand for change.

خب، او گفت که استعفا می‌دهد زیرا به خواست مردم برای تغییر توجه می‌کرد.

منبع: NPR News August 2020 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید