hostage

[ایالات متحده]/ˈhɒstɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈhɑːstɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به عنوان تضمینی برای برآورده شدن شرایط یا خواسته‌های خاصی گرفتار و نگه‌داری می‌شود، اغلب به منظور مجبور کردن طرف‌های دیگر به رعایت.

عبارات و ترکیب‌ها

hostage crisis

بحران گروگان‌گیری

جملات نمونه

they let the hostages go.

آنها اجازه رها شدن گروگان‌ها را دادند.

He was hostaged to the enemies.

او گروگان دشمنان بود.

Will they let the hostages go?

آیا آنها اجازه رها شدن گروگان‌ها را خواهند داد؟

a voluntary hostage; voluntary community work.

گروگان داوطلبانه؛ کار داوطلبانه در جامعه.

superpowers held hostage to each other by their nuclear arsenals.

قدرت‌های بزرگ که به دلیل زرادخانه‌های هسته‌ای خود گروگان یکدیگر هستند.

hostages were better left out of the picture.

بهتر بود گروگان‌ها از این ماجرا حذف می‌شدند.

the hostages were traded for arms.

گروگان‌ها در ازای سلاح معامله شدند.

all the hostages were released unharmed.

همه گروگان‌ها بدون آسیب رها شدند.

They covenanted that their hostages would be present.

آنها پیمان بستند که گروگان های آنها حاضر باشند.

The terrorists will only release their hostages on certain conditions.

تروریست‌ها فقط تحت شرایط خاص گروگان‌های خود را آزاد خواهند کرد.

The hostages were well treated by their captors.

گروگان‌ها به خوبی توسط آدم‌ربایان مورد مراقبت قرار گرفتند.

making objectives explicit is to give a hostage to fortune .

صریح کردن اهداف، به معنای گروگان گرفتن سرنوشت است.

The price exacted by the hijackers for redeeming the hostages was extortionate.

قیمتی که آدم‌ربایان برای آزادی گروگان‌ها گرفتند، بسیار گزاف بود.

The bodies of the hostages were found riddled with bullets.

جسد گروگان‌ها با گلوله سوراخ سوراخ پیدا شد.

The homecoming of the released hostages and their reunion with their families was an affecting scene.

بازگشت گروگان‌های آزاد شده و تجدید دیدار آنها با خانواده‌هایشان صحنه‌ای تاثیرگذار بود.

One of the hostages was foolhardy enough to try to wrest the gun from the hijacker's hand.

یکی از گروگان‌ها به طرز احمقانه ای تلاش کرد تا سلاح را از دست قاچاقچی بگیرد.

The United States played a key role in getting the hostages released.

ایالات متحده نقش کلیدی در آزاد کردن گروگان‌ها داشت.

Are you really sure you want to know who your real mother is? It may be taking a hostage to fortune, you know.

آیا واقعاً مطمئن هستید که می‌خواهید بدانید مادر واقعی شما کیست؟ ممکن است ریسک بزرگی باشد، می‌دانید.

نمونه‌های واقعی

They all say they feel like hostages.

همه می‌گویند احساس می‌کنند مانند گروگان هستند.

منبع: This month VOA Special English

Could I hold this plane hostage with my 3DS?

آیا می‌توانم این هواپیما را با دستگاه 3DS خود گروگان بگیرم؟

منبع: 2018 Best Hits Compilation

You chose to take those people hostage.

شما انتخاب کردید آن افراد را گروگان بگیرید.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Israel said that Hamas is holding 220 hostages.

اسرائیل گفت که حماس 220 گروگان را در بازداشت دارد.

منبع: The Economist (Summary)

He robbed a bank and took 18 hostages.

او یک بانک را غارت کرد و 18 گروگان گرفت.

منبع: Modern Family - Season 08

Ianka, you can't hold my memories hostage.

یانکا، نمی‌توانی خاطرات من را گروگان بگیری.

منبع: Lost Girl Season 4

The kidnappers released their hostages when the negotiations ended.

قاچاقچیان گروگان‌های خود را زمانی که مذاکرات به پایان رسید آزاد کردند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

They're being used as hostages, held as hostages.

آنها به عنوان گروگان استفاده می‌شوند، گروگان گرفته می‌شوند.

منبع: BBC Listening Collection July 2023

We... we taped her up and held her hostage.

ما... ما او را بستیم و او را گروگان گرفتیم.

منبع: The Good Place Season 2

I would have gotten them to free the hostages.

من آنها را متقاعد می‌کردم گروگان‌ها را آزاد کنند.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید