imperviously

[ایالات متحده]/ɪmˈpɜːvɪəsli/
[بریتانیا]/ɪmˈpɜrvɪəsli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که اجازه عبور چیزی را ندهد

عبارات و ترکیب‌ها

imperviously strong

به طرز غیرقابل نفوذی قوی

imperviously safe

به طرز غیرقابل نفوذی امن

imperviously clear

به طرز غیرقابل نفوذی واضح

imperviously tough

به طرز غیرقابل نفوذی سخت

imperviously silent

به طرز غیرقابل نفوذی ساکت

imperviously bright

به طرز غیرقابل نفوذی روشن

imperviously calm

به طرز غیرقابل نفوذی آرام

imperviously bold

به طرز غیرقابل نفوذی جسور

imperviously fierce

به طرز غیرقابل نفوذی خشمگین

imperviously loyal

به طرز غیرقابل نفوذی وفادار

جملات نمونه

she walked imperviously through the crowd, ignoring the stares.

او با بی‌توجهی از میان جمعیت عبور کرد و به نگاه‌ها بی‌اعتنا بود.

the fortress stood imperviously against the attacking forces.

قلعه در برابر نیروهای مهاجم، با مقاومت ایستاده بود.

he listened imperviously to the criticism, unfazed by the negative remarks.

او بدون توجه به انتقادات، به نظرات منفی بی‌اعتنا بود.

the rain fell imperviously on the roof, creating a soothing sound.

باران بی‌وقفه بر روی سقف می‌بارید و صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد.

she maintained her composure imperviously during the heated debate.

او در طول بحث داغ، آرامش خود را بی‌تفاوت حفظ کرد.

the ancient tree stood imperviously against the harsh winds.

درخت باستانی در برابر بادهای شدید، مقاومت می‌کرد.

he faced the challenges imperviously, determined to succeed.

او با پشتکار با چالش‌ها روبرو شد و مصمم به موفقیت بود.

the walls of the castle were built imperviously to withstand sieges.

دیوارهای قلعه به گونه‌ای ساخته شده بودند که در برابر محاصره مقاومت کنند.

she moved imperviously through the chaos, focused on her goal.

او با تمرکز بر روی هدف خود، با بی‌توجهی از میان هرج و مرج عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید