imperviously strong
به طرز غیرقابل نفوذی قوی
imperviously safe
به طرز غیرقابل نفوذی امن
imperviously clear
به طرز غیرقابل نفوذی واضح
imperviously tough
به طرز غیرقابل نفوذی سخت
imperviously silent
به طرز غیرقابل نفوذی ساکت
imperviously bright
به طرز غیرقابل نفوذی روشن
imperviously calm
به طرز غیرقابل نفوذی آرام
imperviously bold
به طرز غیرقابل نفوذی جسور
imperviously fierce
به طرز غیرقابل نفوذی خشمگین
imperviously loyal
به طرز غیرقابل نفوذی وفادار
she walked imperviously through the crowd, ignoring the stares.
او با بیتوجهی از میان جمعیت عبور کرد و به نگاهها بیاعتنا بود.
the fortress stood imperviously against the attacking forces.
قلعه در برابر نیروهای مهاجم، با مقاومت ایستاده بود.
he listened imperviously to the criticism, unfazed by the negative remarks.
او بدون توجه به انتقادات، به نظرات منفی بیاعتنا بود.
the rain fell imperviously on the roof, creating a soothing sound.
باران بیوقفه بر روی سقف میبارید و صدایی آرامشبخش ایجاد میکرد.
she maintained her composure imperviously during the heated debate.
او در طول بحث داغ، آرامش خود را بیتفاوت حفظ کرد.
the ancient tree stood imperviously against the harsh winds.
درخت باستانی در برابر بادهای شدید، مقاومت میکرد.
he faced the challenges imperviously, determined to succeed.
او با پشتکار با چالشها روبرو شد و مصمم به موفقیت بود.
the walls of the castle were built imperviously to withstand sieges.
دیوارهای قلعه به گونهای ساخته شده بودند که در برابر محاصره مقاومت کنند.
she moved imperviously through the chaos, focused on her goal.
او با تمرکز بر روی هدف خود، با بیتوجهی از میان هرج و مرج عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید