accessibly

[ایالات متحده]/əkˈsɛsəbli/
[بریتانیا]/əˈkɛsəbļi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که آسان باشد به آن نزدیک شد یا به آن دسترسی پیدا کرد; به روشی که آشنا و قابل فهم باشد

جملات نمونه

the information is made accessibly available online.

اطلاعات به صورت قابل دسترس در دسترس آنلاین قرار گرفته است.

the museum aims to make its exhibits accessibly for everyone.

موزه هدف خود را ارائه نمایشگاه ها به صورت قابل دسترس برای همه افراد قرار داده است.

technology has made education more accessibly than ever before.

فناوری آموزش را در دسترس تر از همیشه کرده است.

the software is designed to be used accessibly by people with disabilities.

نرم افزار به گونه ای طراحی شده است که توسط افراد دارای معلولیت به صورت قابل دسترس استفاده شود.

we need to make our products accessibly priced for the average consumer.

ما باید محصولات خود را با قیمت مناسب و قابل دسترس برای مصرف کننده عادی ارائه دهیم.

the park is designed with accessibly paths and ramps for all visitors.

پارک با مسیرها و رمپ های قابل دسترس برای همه بازدیدکنندگان طراحی شده است.

the website provides accessibly information about local services.

وب سایت اطلاعات قابل دسترس در مورد خدمات محلی ارائه می دهد.

learning a new language can be made accessibly with online resources.

یادگیری یک زبان جدید می تواند با استفاده از منابع آنلاین به صورت قابل دسترس انجام شود.

the company strives to make its products accessibly to a wider audience.

شرکت تلاش می کند تا محصولات خود را برای مخاطبان گسترده تر به صورت قابل دسترس ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید