imputative behavior
رفتار نسبتدهی
imputative evidence
گواهی نسبتدهی
imputative claims
ادعاهای نسبتدهی
imputative factors
عوامل نسبتدهی
imputative reasoning
استدلال نسبتدهی
imputative analysis
تجزیه و تحلیل نسبتدهی
imputative conclusions
نتیجهگیریهای نسبتدهی
imputative assumptions
فرضیات نسبتدهی
imputative implications
پیامدهای نسبتدهی
imputative statements
بیانیههای نسبتدهی
the imputative nature of the evidence was questioned in court.
ماهیت اتهامی شواهد در دادگاه مورد سوال قرار گرفت.
his imputative statements about her character were unfounded.
اظهارات اتهامی او درباره شخصیتش بی اساس بود.
the lawyer argued that the imputative claims were misleading.
وکیل استدلال کرد که ادعاهای اتهامی گمراه کننده بودند.
imputative reasoning can lead to false conclusions.
استدلال اتهامی می تواند منجر به نتیجه گیری های نادرست شود.
the report contained imputative language that could harm reputations.
گزارش حاوی زبانی اتهامی بود که می توانست به شهرت آسیب برساند.
she felt the imputative remarks were unnecessary and hurtful.
او احساس کرد که این نظرات اتهامی غیر ضروری و آسیب زننده بودند.
the imputative analysis revealed biases in the data.
تجزیه و تحلیل اتهامی نشان دهنده وجود سوگیری در داده ها بود.
his imputative comments sparked a heated debate.
نظرات اتهامی او باعث ایجاد بحث های داغ شد.
imputative judgments can often be unfair and misleading.
قضاوت های اتهامی اغلب می توانند ناعادلانه و گمراه کننده باشند.
they challenged the imputative conclusions drawn from the survey.
آنها نتایج حاصل از نظرسنجی را که از استنتاج اتهامی به دست آمده بود به چالش کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید