verified

[ایالات متحده]/ˈvɛrɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈvɛrɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تأیید شده به عنوان واقعی یا دقیق

عبارات و ترکیب‌ها

verified account

حساب تایید شده

verified user

کاربر تایید شده

verified email

ایمیل تایید شده

verified information

اطلاعات تایید شده

verified source

منبع تایید شده

verified data

داده تایید شده

verified identity

هویت تایید شده

verified payment

پرداخت تایید شده

verified status

وضعیت تایید شده

verified profile

پروفایل تایید شده

جملات نمونه

the results have been verified by the team.

نتایج توسط تیم تایید شده اند.

please ensure that your account is verified.

اطمینان حاصل کنید که حساب شما تایید شده است.

the information was verified before publication.

اطلاعات قبل از انتشار تایید شد.

she received a verified badge on her profile.

او یک نشان تایید شده در پروفایل خود دریافت کرد.

all data must be verified for accuracy.

تمام داده ها باید برای اطمینان از صحت بررسی شوند.

the identity of the user was successfully verified.

هویت کاربر با موفقیت تایید شد.

they verified the authenticity of the document.

آنها اصالت سند را تایید کردند.

it is crucial to have verified sources for research.

برای تحقیق، داشتن منابع تایید شده بسیار مهم است.

his claims were verified by independent experts.

ادعاهای او توسط کارشناسان مستقل تایید شد.

the software requires verified access to function.

نرم افزار برای عملکرد به دسترسی تایید شده نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید