initialized

[ایالات متحده]/ɪˈnɪʃ.ə.laɪz/
[بریتانیا]/ɪˈnɪʃ.ə.laɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را برای استفاده آماده یا تنظیم کردن؛ به یک متغیر یا ساختار داده مقدار اولیه اختصاص دادن

عبارات و ترکیب‌ها

initialize system

راه‌اندازی سیستم

initialize settings

راه‌اندازی تنظیمات

initialize process

راه‌اندازی فرآیند

initialize data

راه‌اندازی داده‌ها

initialize module

راه‌اندازی ماژول

initialize variables

راه‌اندازی متغیرها

initialize application

راه‌اندازی برنامه

initialize service

راه‌اندازی سرویس

initialize instance

راه‌اندازی نمونه

initialize environment

راه‌اندازی محیط

جملات نمونه

the software needs to initialize before use.

نرم‌افزار قبل از استفاده باید مقداردهی اولیه شود.

make sure to initialize the settings properly.

مطمئن شوید تنظیمات را به درستی مقداردهی اولیه کنید.

we will initialize the database to start the project.

ما پایگاه داده را برای شروع پروژه مقداردهی اولیه خواهیم کرد.

after you initialize the system, you can begin testing.

پس از مقداردهی اولیه سیستم، می‌توانید شروع به تست کنید.

the program will automatically initialize on startup.

برنامه به طور خودکار در هنگام راه اندازی مقداردهی اولیه می شود.

he forgot to initialize the variables in the code.

او فراموش کرد متغیرها را در کد مقداردهی اولیه کند.

to ensure accuracy, initialize the parameters first.

برای اطمینان از صحت، ابتدا پارامترها را مقداردهی اولیه کنید.

it is important to initialize the hardware correctly.

مقداردهی اولیه سخت افزار به درستی مهم است.

they will initialize the network connection shortly.

آنها به زودی اتصال شبکه را مقداردهی اولیه خواهند کرد.

before running the simulation, please initialize all components.

قبل از اجرای شبیه سازی، لطفاً تمام اجزا را مقداردهی اولیه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید