terminate

[ایالات متحده]/ˈtɜːmɪneɪt/
[بریتانیا]/ˈtɜːrmɪneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پایان رساندن؛ نتیجه‌گیری کردن؛ به مقصد نهایی رسیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

terminate a contract

فسخ قرارداد

جملات نمونه

the train will terminate at Stratford.

قطار در استراتفورد متوقف خواهد شد.

he was advised to terminate the contract.

به او توصیه شد قرارداد را خاتمه دهد.

terminate the rule of the feudal landlord class

حکومت طبقه زمین‌دار فئودال را خاتمه دهید

a company that terminated 300 workers.

شرکتی که 300 کارمند را اخراج کرد.

The conference terminated yesterday.

کنفرانس دیروز به پایان رسید.

You have no right to terminate the contract.

شما حق لغو قرارداد را ندارید.

A good man terminates a friendship with out rancor.

یک مرد خوب دوستی را بدون کینه به پایان می رساند.

The project was terminated as of January 1.

پروژه از تاریخ 1 ژانویه متوقف شد.

the landlord could terminate the agreement at his pleasure.

صاحب خانه می تواند قرارداد را به دلخواه خود فسخ کند.

Adamson's putting pressure on me to terminate you.

آدامسون برای خاتمه دادن به شما، فشار روی من می آورد.

he was terminated by persons unknown.

او توسط افراد ناشناس اخراج شد.

a display of fireworks that terminated the festivities.

نمایشی از آتش‌بازی که جشن‌ها را به پایان رساند.

words terminated in ‘s’

کلماتی که با 's' به پایان می رسند.

His contract was abruptly terminated.

قرارداد او به طور ناگهانی لغو شد.

The oil pipeline terminates at a shipping port. Negotiations terminated yesterday.See Synonyms at complete

خط لوله نفت در یک بندر حمل و نقل خاتمه می یابد. مذاکرات دیروز خاتمه یافت. برای یافتن مترادفها به کامل مراجعه کنید.

the chain terminated in an iron ball covered with spikes.

زنجیر به یک توپ آهنی پوشیده از خار ختم می شد.

Jane's unhappy married life terminated in divorce.

زندگی متاهری ناخوشایند جین به طلاق ختم شد.

Many adverbs terminate in -ly.

بسیاری از قیدها با '-ly' به پایان می رسند.

The mayor terminated the press conference with a few words of thanks.

شهردار کنفرانس مطبوعاتی را با چند کلمه تشکر به پایان رساند.

نمونه‌های واقعی

But the commissioner decided not to accept the judge's recommendation to terminate me.

اما رئیس‌الشرعه تصمیم نگرفت توصیه قاضی را برای خاتمه دادن به من بپذیرد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

His music label has terminated his contract.

شرکت تولید موسیقی او قراردادش را لغو کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Do you want me to terminate Professor Callaghan?

آیا می‌خواهید من پروفسور کالاهن را اخراج کنم؟

منبع: Big Hero 6

Your attitude has left me no alternative than to terminate your employment.

رفتار شما هیچ جایگزینی برای اخراج شما برای من باقی نگذاشته است.

منبع: VOA Standard English_ Technology

And he says because there's this kind of contradiction here, Chris Krebs has been terminated.

و او می‌گوید به دلیل وجود این نوع تناقض در اینجا، کریس کربس اخراج شده است.

منبع: NPR News November 2020 Collection

The brakes of furze and fern terminated abruptly round the margin, and the grass was unbroken.

ترمزهای بوته و سرخس به طور ناگهانی در امتداد حاشیه متوقف شدند و علف‌ها دست نخورده بودند.

منبع: Returning Home

They sure did. Well, how is the oil industry responding to this decision to terminate the project?

مطمئناً انجام دادند. خوب، صنعت نفت چگونه به این تصمیم برای لغو پروژه پاسخ می‌دهد؟

منبع: NPR News June 2021 Compilation

Last year, Trump moved to terminate the very programs.

سال گذشته، ترامپ برای لغو همان برنامه‌ها اقدام کرد.

منبع: VOA Daily Standard January 2019 Collection

The toxicologist says the laboratory then terminated his contract.

متخصص سم‌شناسی می‌گوید آزمایشگاه سپس قرارداد او را لغو کرد.

منبع: Environment and Science

Will terminating Professor Callaghan improve your emotional state?

آیا اخراج پروفسور کالاهن باعث بهبود وضعیت احساسی شما می‌شود؟

منبع: Big Hero 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید