setup

[ایالات متحده]/'setʌp/
[بریتانیا]/'sɛt,ʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازمان; ترتیب; طرح; جمع; اشکال زدایی; آماده سازی; فنجان و مواد; پیروزی آسان; دستاورد آسان; طعمه آسان.

عبارات و ترکیب‌ها

setup process

فرآیند راه اندازی

setup instructions

دستورالعمل های راه اندازی

setup wizard

جادوگر راه اندازی

setup time

زمان راه اندازی

page setup

تنظیمات صفحه

print setup

تنظیم چاپ

call setup

راه اندازی تماس

setup project

راه اندازی پروژه

جملات نمونه

This is a nice setup, did you hire an interior decorator?

چه تنظیم جالبی، آیا یک دکوراتور استخدام کردید؟

Typical setup when miking the top and bottom of a snare drum.

تنظیم معمول هنگام استفاده از میکروفون در قسمت بالای و پایین طبل اسنیر.

Autumn makes me bedazzle、setup and also happy.

پاییز باعث می‌شود احساس درخشش، آماده‌سازی و شادی کنم.

Brose Shanghai Automotive Systems Co., Ltd. is the newly setup Asian headquarter of the Brose group, located in Anting, Shanghai.

شرکت Brose Shanghai Automotive Systems Co., Ltd. دفتر مرکزی جدید آسیا متعلق به گروه Brose است که در Anting، شانگهای واقع شده است.

Any EarthWatch setup may be saved in a configuration file and later restored by opening the file.

هر تنظیمات EarthWatch را می‌توان در یک فایل پیکربندی ذخیره کرد و بعداً با باز کردن فایل، بازیابی کرد.

ZZM-A drill grinder simple structure, easy operation. One setup to complete grindings on drill web and chisel edge.

ZZM-A دریل فرز ساختار ساده، عملکرد آسان. یک تنظیم برای تکمیل عملیات سنگ زنی در شبکه دریل و لبه چکش.

My patrolling here is a hindrance to those searching for herbs and scorpions, cutting off their profits.Once I was even shown where they had setup a mantrap!

گشت‌زنی من در اینجا مانع کسانی است که به دنبال گیاهان و عقرب هستند و سود آنها را کاهش می‌دهد. حتی یک بار به من نشان دادند کجا تله‌ای گذاشته‌اند!

Minish the well space and increase transflux routeways upper backwater and driving, especially setup precipitation well and drain residual water at the bottom of diving layer.

فضای چاه را کاهش دهید و مسیرهای عبور جریان را افزایش دهید، به ویژه چاه بارندگی و زهکشی آب باقیمانده در پایین لایه غوطه ور.

نمونه‌های واقعی

Stu, isn't that the new video conference setup?

Stu، آیا این تنظیمات جدید کنفرانس ویدیویی نیست؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

It's a product that's going to require no setup.

این محصولی است که نیازی به نصب ندارد.

منبع: Previous Apple Keynotes

But that does not change the basic setup.

اما این تغییر در تنظیمات اساسی را ایجاد نمی کند.

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2016 Collection

Well, I'm not familiar with your neighbor or his particular setup.

خب، من با همسایه شما یا تنظیمات خاص او آشنا نیستم.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

It's clearly a setup. Someone's got a agenda.

این به وضوح یک تله است. کسی برنامه ای دارد.

منبع: Gossip Girl Selected

And, I'll show you the setup.

و، من به شما نشان خواهم داد.

منبع: Cambridge top student book sharing

And then there's the annoying setup.

و سپس تنظیمات آزاردهنده وجود دارد.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

She spent weeks recreating this setup, tracking every change she saw.

او هفته ها وقت گذاشت تا این تنظیمات را بازسازی کند و هر تغییری را که می دید ردیابی کند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

One person, Seermi, he helped to set up the zoom setup.

یک نفر، سرمی، به راه اندازی تنظیمات زوم کمک کرد.

منبع: VOA Daily Standard April 2023 Collection

Get it right, and you have the perfect setup for a winning presentation.

درست انجام دهید و شما تنظیمات عالی برای یک ارائه برنده خواهید داشت.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید