instigate

[ایالات متحده]/ˈɪnstɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈɪnstɪɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای تحریک یا برانگیختن آغاز یا وقوع چیزی؛ برای ایجاد شور و هیجان.

عبارات و ترکیب‌ها

instigate trouble

ایجاد مشکل

instigate violence

تحریک خشونت

instigate conflict

ایجاد درگیری

جملات نمونه

It would not prove worthwhile to instigate a nuclear attack.

برپا کردن یک حمله هسته‌ای ارزشمند نخواهد بود.

they instigated a reign of terror.

آنها یک حکومت وحشت را آغاز کردند.

Who instigated assassination ?

چه کسی دستور قتل را صادر کرد؟

He instigated the ending of a free working lunch in the company.

او پایان یک ناهار کاری رایگان در شرکت را آغاز کرد.

Bad weather, such as the heavy summer rains, after drouth, which saturate ploughed soil, reduce soil shear strength, facilitate masse soil movement, and instigate gullying.

آب و هوای نامناسب، مانند باران‌های شدید تابستانی پس از خشکسالی، که خاک شخم‌زده را اشباع می‌کند، مقاومت خاک را کاهش می‌دهد، جابجایی خاک را تسهیل می‌کند و باعث ایجاد گودال می‌شود.

The suspect tried to instigate a fight with the security guard.

مشتبه به او تلاش کرد تا یک درگیری با نگهبان امنیتی آغاز کند.

The politician's speech was designed to instigate fear among the public.

سخنرانی سیاستمدار برای ایجاد ترس در بین مردم طراحی شده بود.

The rumors were spread to instigate trouble within the community.

شایعات پخش شد تا مشکلات را در بین جامعه ایجاد کند.

The protest leader was accused of trying to instigate a riot.

رهبر اعتراض از تلاش برای برپا کردن شورش متهم شد.

The teacher warned the students not to instigate conflicts in the classroom.

معلم به دانش آموزان هشدار داد که در کلاس درس درگیری ایجاد نکنند.

The company's new policy may instigate a backlash from employees.

سیاست جدید شرکت ممکن است باعث واکنش منفی از سوی کارکنان شود.

The article was written to instigate a debate on environmental issues.

این مقاله برای ایجاد بحث در مورد مسائل زیست محیطی نوشته شده بود.

The group tried to instigate change within the organization.

گروه تلاش کرد تا تغییرات را در داخل سازمان ایجاد کند.

The provocative statement was meant to instigate a reaction from the audience.

این اظهار نظر تحریک آمیز برای ایجاد واکنش از سوی مخاطبان طراحی شده بود.

The influencer's post was perceived as an attempt to instigate controversy.

پست اینفلوئنسر به عنوان تلاشی برای ایجاد جنجال تلقی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید