intend

[ایالات متحده]/ɪnˈtend/
[بریتانیا]/ɪnˈtend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برنامه‌ریزی کردن یا در نظر داشتن؛ منظور کردن؛ خواستن
vi. برنامه‌ای داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

intend to do

قصد انجام دادن

intend for

قصد برای

جملات نمونه

intend a child for a doctor

قصد تربیت کودکی برای پزشک بودن

We intend to go. They intend going. You intended that she go.

ما قصد داریم برویم. آنها قصد دارند بروند. شما قصد داشتید او برود.

He intends no harm.

او قصد آسیب رساندن ندارد.

I intend to go home.

من قصد دارم به خانه بروم.

I intend it as a stop -gap.

من آن را به عنوان یک راه حل موقت در نظر می‌گیرم.

intending lawyers; an intending contributor.

وکلای قصددار؛ یک مشارکت‌کننده قصددار.

I intend to analyse the sexism in such texts.

من قصد تجزیه و تحلیل جنسیت‌زدایی در این متون را دارم.

I intend to cancel your debt to me.

قصد دارم بدهی شما را به من لغو کنم.

I intend to make an official complaint.

من قصد دارم یک شکایت رسمی ثبت کنم.

the intended victim escaped.

قربانی مورد نظر فرار کرد.

she intends to move an amendment to the Bill.

او قصد دارد یک اصلاحیه به لایحه ارائه دهد.

a speech that was intended to insult.

سخنرانی که قرار بود توهین آمیز باشد.

I didn't intend to give offence .

من قصد نداشتم ناراحت کنم.

they overshot their intended destination.

آنها از مقصد مورد نظر خود عبور کردند.

it is worse to intend harm than to be indifferent.

قصد آسیب رساندن بدتر از بی تفاوتی است.

The book is intended for beginners.

این کتاب برای مبتدیان طراحی شده است.

What do you intend by that remark?

شما با آن اظهار نظر منظورتان چیست؟

Is that what you intended?

آیا این همان چیزی بود که شما قصد داشتید؟

نمونه‌های واقعی

It's a clear departure from the intended plan toward the intended goal.

این یک انحراف آشکار از برنامه مورد نظر به سمت هدف مورد نظر است.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Which means... and again, no insult intended... but you're a fraud...

یعنی... و دوباره، قصد توهین وجود نداشت... اما شما یک فریبکار هستید...

منبع: The Big Bang Theory Season 7

The blows, he said, were not intended.

او گفت ضربات مورد نظر نبودند.

منبع: The Guardian (Article Version)

We found out how Cadmus intends to weaponize Medusa.

فهمیدیم که کادモス چگونه قصد دارد مِدوza را به سلاح تبدیل کند.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The Wanderer is not intended for this physical plane.

گردشگر برای این جهان فیزیکی در نظر گرفته نشده است.

منبع: Lost Girl Season 4

Dialogue 1 What kind of job do you intend to do?

گفتگو 1 چه نوع شغلی قصد انجام آن را دارید؟

منبع: Spoken English for interviews comes naturally.

But the rangers themselves were never intended to battle invading armies.

اما خود نگهبانان هرگز برای مبارزه با ارتش‌های مهاجم در نظر گرفته نشده بودند.

منبع: National Geographic Anthology

I'm not intending to ruffle anyone's feathers.

قصد ندارم کسی را ناراحت کنم.

منبع: Emma's delicious English

What is interesting is that Hogarth never intended these paintings to be sold.

نکته جالب این است که هوگارت هرگز قصد نداشت این نقاشی‌ها به فروش برسند.

منبع: Secrets of Masterpieces

I want you to know that I intend to be there for you.

می‌خواهم بدانید که قصد دارم در کنار شما باشم.

منبع: American Horror Story Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید