They will never voluntarily relinquish their independence.
آنها هرگز به طور داوطلبانه استقلال خود را از دست نخواهند داد.
He voluntarily surrendered himself to the police.
او به طور داوطلبانه خود را به پلیس تسلیم کرد.
landowners who freed their slaves voluntarily
زمیندارانی که داوطلبانه بردگان خود را آزاد کردند.
We prefer you to work voluntarily rather than by coercion.
ما ترجیح می دهیم شما به طور داوطلبانه و نه با اجبار کار کنید.
One patient with transversal injury of choledoch voluntarily left the hospital because of occurrence of extrahepatic obstructive biliary cirrhosis after the operations.
یک بیمار مبتلا به آسیب عرضی کولهدوک به دلیل بروز سیروز صفراوی انسدادی خارج کبدی پس از جراحی به طور داوطلبانه از بیمارستان مرخص شد.
voluntarily participate in the project
به طور داوطلبانه در پروژه شرکت کنید
voluntarily resign from the position
به طور داوطلبانه از سمت استعفا دهید
voluntarily attend the meeting
به طور داوطلبانه در جلسه شرکت کنید
voluntarily help others in need
به طور داوطلبانه به دیگران در مواقع ضروری کمک کنید
voluntarily join the organization
به طور داوطلبانه به سازمان بپیوندید
voluntarily take on extra responsibilities
به طور داوطلبانه مسئولیت های اضافی را بر عهده بگیرید
voluntarily participate in the survey
به طور داوطلبانه در نظرسنجی شرکت کنید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید