voluntarily

[ایالات متحده]/ˈv ɔləntərɪlɪ/
[بریتانیا]/ˌvɑlən'tɛrəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با کمال میل; بدون اینکه مجبور شود; به طور خودجوش

جملات نمونه

They will never voluntarily relinquish their independence.

آنها هرگز به طور داوطلبانه استقلال خود را از دست نخواهند داد.

He voluntarily surrendered himself to the police.

او به طور داوطلبانه خود را به پلیس تسلیم کرد.

landowners who freed their slaves voluntarily

زمین‌دارانی که داوطلبانه بردگان خود را آزاد کردند.

We prefer you to work voluntarily rather than by coercion.

ما ترجیح می دهیم شما به طور داوطلبانه و نه با اجبار کار کنید.

One patient with transversal injury of choledoch voluntarily left the hospital because of occurrence of extrahepatic obstructive biliary cirrhosis after the operations.

یک بیمار مبتلا به آسیب عرضی کوله‌دوک به دلیل بروز سیروز صفراوی انسدادی خارج کبدی پس از جراحی به طور داوطلبانه از بیمارستان مرخص شد.

voluntarily participate in the project

به طور داوطلبانه در پروژه شرکت کنید

voluntarily resign from the position

به طور داوطلبانه از سمت استعفا دهید

voluntarily attend the meeting

به طور داوطلبانه در جلسه شرکت کنید

voluntarily help others in need

به طور داوطلبانه به دیگران در مواقع ضروری کمک کنید

voluntarily join the organization

به طور داوطلبانه به سازمان بپیوندید

voluntarily take on extra responsibilities

به طور داوطلبانه مسئولیت های اضافی را بر عهده بگیرید

voluntarily participate in the survey

به طور داوطلبانه در نظرسنجی شرکت کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید