intervals

[ایالات متحده]/ˈɪntəvælz/
[بریتانیا]/ˈɪntərvælz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضاهای بین رویدادها یا زمان‌ها؛ دوره‌های زمانی؛ دامنه‌های ریاضی؛ وقفه‌ها در اجراها

عبارات و ترکیب‌ها

time intervals

فاصله های زمانی

intervals of time

فاصله های زمانی

intervals between

فاصله بین

regular intervals

فاصله های منظم

short intervals

فاصله های کوتاه

long intervals

فاصله های طولانی

intervals apart

فاصله از هم

intervals of rest

فاصله های استراحت

intervals for feedback

فاصله برای بازخورد

intervals in music

فاصله در موسیقی

جملات نمونه

we should take breaks at regular intervals.

ما باید در فواصل منظم استراحت کنیم.

the train arrives at intervals of 15 minutes.

قطار در فواصل 15 دقیقه‌ای می‌رسد.

she exercises in intervals to improve her stamina.

او برای بهبود استقامت خود در فواصل ورزش می‌کند.

they scheduled meetings at intervals throughout the week.

آنها جلسات را در فواصل در طول هفته برنامه‌ریزی کردند.

he checks his email at regular intervals during the day.

او ایمیل خود را در فواصل منظم در طول روز بررسی می‌کند.

the concert will feature performances at intervals.

اجراها در فواصل در کنسرت ارائه خواهد شد.

we need to monitor the temperature at set intervals.

ما باید دما را در فواصل زمانی مشخص رصد کنیم.

the data was collected at regular intervals for analysis.

داده‌ها برای تجزیه و تحلیل در فواصل منظم جمع‌آوری شد.

he takes his medication at specific intervals each day.

او داروهايش را در فواصل مشخص هر روز می‌خورد.

they plan to review the project at intervals of three months.

آنها قصد دارند پروژه را در فواصل سه ماهه بررسی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید