open spaces
فضاهای باز
free spaces
فضاهای آزاد
safe spaces
فضاهای امن
workspaces
فضاهای کاری
personal space
فضای شخصی
fill spaces
پر کردن فضاها
between spaces
بین فضاها
empty spaces
فضاهای خالی
create spaces
ایجاد فضاها
limited spaces
فضاهای محدود
there's plenty of space on the shelf for another book.
فضای زیادی روی قفسه برای یک کتاب دیگر وجود دارد.
we need to find some space in the budget for travel.
ما باید مقداری بودجه برای سفر پیدا کنیم.
the artist used negative space to create a striking effect.
هنرمند از فضای منفی برای ایجاد یک جلوه چشمگیر استفاده کرد.
make some space for me next to the window, please.
لطفاً کنار پنجره برای من کمی جا باز کنید.
there's a large space between the buildings on this street.
بین ساختمانهای این خیابان فضای بزرگی وجود دارد.
the spaceship needs a lot of space to land safely.
فضای پیما برای فرود ایمن به فضای زیادی نیاز دارد.
give them some space to work on the project.
به آنها اجازه دهید تا روی پروژه کار کنند.
the classroom felt a little cramped for space.
کلاس درس کمی برای فضا تنگ احساس میشد.
we have enough space in the garage for storage.
ما فضای کافی در گاراژ برای ذخیرهسازی داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید