breaks

[ایالات متحده]/[breɪks]/
[بریتانیا]/[breɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای مدتی کار یا انجام کاری را متوقف کردن؛ باعث شکستن چیزی شدن؛ نقض یک قانون یا مجازات؛ از کار افتادن؛ فرار از زندان.
n. یک فاصله کوتاه بین رویدادها یا فعالیت‌ها؛ یک وقفه یا استراحت.

عبارات و ترکیب‌ها

breaks down

Persian_translation

breaks the rules

Persian_translation

breaks even

Persian_translation

breaks the ice

Persian_translation

breaks free

Persian_translation

breaks a record

Persian_translation

breaks promise

Persian_translation

breaks heart

Persian_translation

breaks silence

Persian_translation

breaks dawn

Persian_translation

جملات نمونه

she takes regular breaks during long study sessions.

او در طول جلسات طولانی مطالعه، استراحت‌های منظم انجام می‌دهد.

the coffee machine breaks down frequently.

دستگاه قهوه به طور مکرر خراب می‌شود.

he got a lucky break in his acting career.

او یک فرصت خوشایند در حرفه بازیگری‌اش به دست آورد.

the news breaks about the company's merger.

خبر ادغام شرکت منتشر می‌شود.

we took a short break to grab some lunch.

ما یک استراحت کوتاه کردیم تا کمی ناهار بخوریم.

the dam breaks after days of heavy rain.

سد پس از چند روز باران شدید می‌شکند.

he's on a well-deserved break from work.

او از کار استراحت می‌کند و حق دارد.

the film breaks the box office records.

فیلم رکوردهای گیشه را می‌شکند.

she breaks the silence with a witty comment.

او با یک اظهار نظر باهوش سکوت را می‌شکند.

the horse breaks into a gallop.

اسب به سرعت می‌دود.

he breaks the rules without thinking.

او بدون فکر کردن قوانین را می‌شکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید