twitch

[ایالات متحده]/twɪtʃ/
[بریتانیا]/twɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

انگلیسی: به سرعت یا عصبی تکان خوردن یا لرزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

twitch streamer

استریمر توییچ

twitching eyelid

لرزش پلک

twitch chat

چت توییچ

جملات نمونه

a twitch of the eye.

یک پلک زدن

he felt a twitch of annoyance.

او احساس کرد که دچار یک لرزش از سر ناخشنودی شد.

he gave a twitch at his moustache.

او یک لرزش در سبیل خود ایجاد کرد.

he twitched a cigarette out of a packet.

او یک نخ سیگار از پاکت بیرون کشید.

I twitched my fishing line.

من نخ ماهیگیری ام را تکان دادم.

The horse twitched its ears.

اسب گوش هایش را تکان داد.

faces peeked from behind twitched curtains.

چهره‌ها از پشت پرده‌های لرزان بیرون زده بودند.

her mouth twitching with suppressed amusement;

دهانش به دلیل سرکوب تفریح ​​لرزش می‌کرد؛

The child's mouth twitched as if she were about to cry.

دهان کودک به گونه ای می لرزید که گویی می خواست گریه کند.

Suddenly Guy, more by way of a nervous twitch than with malice aforethought, pulled the trigger.

ناگهان، گای، بیشتر به دلیل یک تشنج عصبی تا با قصد خصمانه، ماشه را کشید.

The woman developed lightheadedness, dyspnoea, tongue numbness, muscle twitching and formication on the legs and back.

زن دچار سرگیجه، تنگی نفس، بی‌حسی زبان، لرزش عضلات و مورمور شدن در پاها و پشت شد.

The level of voluntary activation and activation failure at the same angle was estimated by the twitch superimposition technique, using a 1 Hz supramaximal electrical stimulation.

سطح فعال‌سازی داوطلبانه و خرابی فعال‌سازی در یک زاویه یکسان با استفاده از تکنیک هم‌پوشانی تپش، با استفاده از تحریک الکتریکی فراحساس 1 هرتزی تخمین زده شد.

As a result, the pests would be on the rack and agonizing or even have the symptom of swivet and twitch.

در نتیجه، آفات روی تشتک و درد کشیده یا حتی دچار نشانه‌های اضطراب و لرزش خواهند شد.

نمونه‌های واقعی

Quirrell smiled. His face wasn't twitching at all.

کویریل لبخند زد. صورتش اصلاً نمی‌لرزید.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Charlotte gave her web a twitch and moodily watched it sway.

شارلوت تار عنکبوت خود را تکان داد و با حالتی گرفته آن را تاب خوردن تماشا کرد.

منبع: Charlotte's Web

We become insomniac or impotent. An eyelid starts twitching.

ما بی‌خواب یا ناتوان می‌شویم. پلک شروع به لرزش می‌کند.

منبع: Popular Science Essays

Some individuals might have myoclonic seizures which cause short muscle twitches.

برخی افراد ممکن است تشنج میوکلونیک داشته باشند که باعث لرزش کوتاه عضلات می‌شود.

منبع: Osmosis - Nerve

She glanced over her shoulder so frequently she appeared to have a twitch.

او به قدری زیاد از روی شانه‌اش نگاه کرد که به نظر می‌رسید دچار تیک عصبی است.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

A muscle was twitching in Dudley's jaw.

یک عضله در چانه دیدلی لرزش داشت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

The Hound's mouth gave another twitch. " You're no more than common thieves" .

دهان نگهبان یک بار دیگر تکان خورد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Galvani took frogs legs and showed that when, when it lightninged that they twitched.

گالوانی پاهاى قورباغه را برداشت و نشان داد که وقتی رعد و برق می‌زد، آن‌ها لرزش می‌کردند.

منبع: Discovery documentary "Understanding Electricity"

She saw the way Ove's face twitched above his cheekbones when she said " bus."

او نحوه لرزش صورت اووه بالای استخوان گونه‌هایش را وقتی او گفت دید.

منبع: A man named Ove decides to die.

His face was still ghostly white, and his hands and his toothbrush mustache were both twitching.

صورتش هنوز به طرز ارواضی سفید بود و هر دو دست و سبیل مسواک او در حال لرزش بودند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید