inequitably distributed
به طور ناعادلانه توزیع شده
inequitably treated
به طور ناعادلانه رفتار شده
inequitably compensated
به طور ناعادلانه جبران خسارت شده
being inequitably judged
در حال قضاوت ناعادلانه
inequitably shared
به طور ناعادلانه به اشتراک گذاشته شده
inequitably awarded
به طور ناعادلانه جایزه داده شده
inequitably applied
به طور ناعادلانه اعمال شده
inequitably selected
به طور ناعادلانه انتخاب شده
inequitably governed
به طور ناعادلانه اداره شده
the resources were iniquitably distributed among the team members.
منابع به طور ناعادلانه بین اعضای تیم توزیع شدند.
the judge ruled that the contract had been terminated iniquitably.
قاضی حکم کرد که قرارداد به طور ناعادلانه فسخ شده است.
the land was iniquitably taxed, burdening the poor farmers.
زمین به طور ناعادلانه مشمول مالیات شد و بار سنگینی بر دوش کشاورزان فقیر گذاشت.
the opportunities were iniquitably allocated based on favoritism.
فرصتها به طور ناعادلانه بر اساس طرفداری تخصیص داده شدند.
the workload was iniquitably assigned, causing resentment among staff.
بار کاری به طور ناعادلانه محول شد و باعث نارضایتی در بین کارکنان شد.
the benefits were iniquitably shared, favoring senior management.
مزایا به طور ناعادلانه تقسیم شدند و به نفع مدیریت ارشد بودند.
the inheritance was iniquitably divided amongst the siblings.
ارث به طور ناعادلانه بین خواهر و برادرها تقسیم شد.
the system treated different groups iniquitably, perpetuating inequality.
این سیستم گروههای مختلف را به طور ناعادلانه مورد تبعیض قرار میداد و نابرابری را تداوم میبخشید.
the company’s policies were perceived as iniquitably applied to minorities.
سیاستهای شرکت به عنوان اعمال ناعادلانه بر روی اقلیتها تلقی میشدند.
the investigation revealed that the case was handled iniquitably.
تحقیقات نشان داد که این پرونده به طور ناعادلانه رسیدگی شده است.
the selection process was iniquitably biased against certain candidates.
فرآیند انتخاب به طور ناعادلانه به نفع برخی از نامزدها مغرضانه بود.
inequitably distributed
به طور ناعادلانه توزیع شده
inequitably treated
به طور ناعادلانه رفتار شده
inequitably compensated
به طور ناعادلانه جبران خسارت شده
being inequitably judged
در حال قضاوت ناعادلانه
inequitably shared
به طور ناعادلانه به اشتراک گذاشته شده
inequitably awarded
به طور ناعادلانه جایزه داده شده
inequitably applied
به طور ناعادلانه اعمال شده
inequitably selected
به طور ناعادلانه انتخاب شده
inequitably governed
به طور ناعادلانه اداره شده
the resources were iniquitably distributed among the team members.
منابع به طور ناعادلانه بین اعضای تیم توزیع شدند.
the judge ruled that the contract had been terminated iniquitably.
قاضی حکم کرد که قرارداد به طور ناعادلانه فسخ شده است.
the land was iniquitably taxed, burdening the poor farmers.
زمین به طور ناعادلانه مشمول مالیات شد و بار سنگینی بر دوش کشاورزان فقیر گذاشت.
the opportunities were iniquitably allocated based on favoritism.
فرصتها به طور ناعادلانه بر اساس طرفداری تخصیص داده شدند.
the workload was iniquitably assigned, causing resentment among staff.
بار کاری به طور ناعادلانه محول شد و باعث نارضایتی در بین کارکنان شد.
the benefits were iniquitably shared, favoring senior management.
مزایا به طور ناعادلانه تقسیم شدند و به نفع مدیریت ارشد بودند.
the inheritance was iniquitably divided amongst the siblings.
ارث به طور ناعادلانه بین خواهر و برادرها تقسیم شد.
the system treated different groups iniquitably, perpetuating inequality.
این سیستم گروههای مختلف را به طور ناعادلانه مورد تبعیض قرار میداد و نابرابری را تداوم میبخشید.
the company’s policies were perceived as iniquitably applied to minorities.
سیاستهای شرکت به عنوان اعمال ناعادلانه بر روی اقلیتها تلقی میشدند.
the investigation revealed that the case was handled iniquitably.
تحقیقات نشان داد که این پرونده به طور ناعادلانه رسیدگی شده است.
the selection process was iniquitably biased against certain candidates.
فرآیند انتخاب به طور ناعادلانه به نفع برخی از نامزدها مغرضانه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید