knocking

[ایالات متحده]/'nɔkiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای بلند ناشی از لرزش انفجاری یا نقص عملکرد.

عبارات و ترکیب‌ها

knocking down

ریختن

knocking out

ضربه محکم

knocking over

نگون کردن

knocking gently

آرام ضربه زدن

جملات نمونه

knocking of the valve

ضربه به شیر

knocking off someone else's ideas.

دزدیدن ایده های دیگران.

That's been knocking about the house for years.

این سالها بوده که در خانه می کوبید.

The children were knocking the bottom of the box.

کودکان کف جعبه را می کوبیدند.

Why are they knocking down the wall?

چرا دارند دیوار را خراب می کنند؟

don't you think you're knocking on a bit for this.

نمی‌خوای بدونی که برای این موضوع یکم پیر شدی؟

they are knocking $2,000 off the price.

آنها 2000 دلار از قیمت کم می‌کنند.

There was a furious knocking at the door at midnight yesterday.

دیشب در نیمه‌شب، ضربات دیوانه‌واری به در وارد شد.

She's been knocking about here for years.

این سالها بوده که در اینجا می کوبید.

The newspapers are too fond of knocking the team.

روزنامه ها خیلی دوست دارند تیم را مورد انتقاد قرار دهند.

Have you any scrap iron knocking about?

آیا آهن قراضه ای در اطراف دارید؟

No, it's not mine; it's been knocking about the house for years.

نه، مال من نیست؛ این سالها بوده که در خانه می کوبید.

I wear these old trousers for knocking about the garden.

من این شلوارهای قدیمی را برای گشت و گذار در باغ می پوشم.

His knees were knocking together.

زانوانش به هم می کوبید.

dismantled the house before knocking it down.

قبل از خراب کردن آن، خانه را باز کردند.

my knees were knocking and my lips quivering.

زانوانم می لرزید و لب هایم می لرزید.

he deliberately ran against her, knocking her shoulder.

او عمداً به سمت او دوید و به شانه‌اش برخورد کرد.

he's younger than his brother—knocking seventy.

او از برادرش جوانتر است - تقریباً هفتاد سال.

it gets confusing when there are too many people knocking about.

وقتی افراد زیادی در حال رفت و آمد هستند، گیج‌کننده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

You wouldn't have a dictaphone knocking around?

آیا ضبط‌کننده در دسترس ندارید؟

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

The Shakespearean Society of England will be knocking on my door, " Oy."

انجمن شکسپیری انگلستان در حال کوبیدن به در من خواهد بود، " اوی."

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Seems old technology has been knocking out new technology in the nation of Wales.

به نظر می‌رسد فناوری‌های قدیمی در حال از کار انداختن فناوری‌های جدید در کشور ولز هستند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

Then there was a loud knocking on the door and more shouts from the crowd.

سپس صدای کوبیدن شدیدی به در آمد و فریادهای بیشتری از جمعیت شنیده شد.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

And now they're trying to hit that target 2% without them knocking themselves off.

و حالا آنها سعی می‌کنند بدون اینکه خودشان از هدف دور شوند، به آن هدف 2٪ برسند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

He scored four three pointers, knocking in this...

او چهار پرتاب سه امتیازی کرد و این را وارد کرد...

منبع: CNN Listening Compilation July 2014

Suddenly, they heard a loud knocking at the door, and the Princess recognized the Frog's voice.

ناگهان، صدای کوبیدن شدیدی به در شنیدند و شاهدخت صدای قورباغه را شناخت.

منبع: Bedtime stories for children

What did I tell you about knocking?

در مورد زنگ زدن بهت چی گفتم؟

منبع: American Horror Story: Season 2

I heard someone knocking on the door.

شنیدم کسی در حال کوبیدن به در است.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

So you've got different cultures knocking into each other and the police knocking into everybody else.

بنابراین شما فرهنگ‌های مختلفی دارید که به یکدیگر برخورد می‌کنند و پلیس به همه سر می‌زند.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید