pounding

[ایالات متحده]/'pəundiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای ضربات سنگین؛ عمل ضربه زدن به شدت.

عبارات و ترکیب‌ها

pounding headache

سردرد ضربان‌دار

pound of flesh

یک پوند گوشت

in the pound

در هر پوند

pound sterling

پوند استرلینگ

by the pound

به ازای هر پوند

pound on

پوند روی

pound note

یورو

جملات نمونه

the pounding of the surf on a sandy beach.

ضربه های امواج به یک ساحل شنی.

Who is pounding thedoor?

چه کسی در حال کوبیدن در است؟

hear drums pounding in the distance

صدای طبل‌هایی که دور می‌نوازند را شنیدن

keep pounding away at one's study

به کوبیدن در مورد مطالعه خود ادامه دهید.

I hear someone is pounding at the door.

من می‌شنوم کسی در حال کوبیدن به در است.

I heard him pounding along the gangway.

من شنیدم که او در حال کوبیدن در امتداد راهرو بود.

the terror of jackboots pounding down the street.

ترس از صدای چکمه‌های سنگین که در خیابان طنین‌انداز می‌شوند.

The waves were pounding on the shore.

امواج به شدت به ساحل می‌کوبیدند.

Who's pounding at the door in the middle of the night?

چه کسی در نیمه شب در حال کوبیدن به در است؟

he saw a little figure in a tracksuit pounding the pavement towards him.

او یک چهره کوچک را در یک لباس ورزشی دید که به سمت او در پیاده‌رو می‌دوید.

Structure of pneumatic material c lamping device and pneumatic system have been introduced with ex-pounding appli cation in a notching press.

ساختار دستگاه گیرنده مواد پنوماتیک و سیستم پنوماتیک با توضیح کاربرد آن در یک دستگاه برش معرفی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید