door

[ایالات متحده]/dɔː/
[بریتانیا]/dɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مانع متحرک که برای باز یا بسته کردن ورودی استفاده می‌شود؛ یک گذرگاه به داخل یک ساختمان یا اتاق؛ ورودی یک خانه؛ درب.

عبارات و ترکیب‌ها

front door

در جلو

sliding door

در کشویی

garage door

در گاراژ

at the door

در آستان در

open the door

در را باز کن

next door

در مجاورت

door to door

در به در

back door

در پشتی

close the door

ببندید در

open door

باز کردن در

shut the door

بستن در

glass door

در شیشه ای

door lock

قفل در

side door

در کناری

wooden door

در چوبی

automatic door

در اتوماتیک

door handle

دسته در

slam the door

در را بکوب

جملات نمونه

a door-to-door salesman

یک بازاریاب در در

steel door; wooden door; aluminum door; security door; glass door; fireproof door; bulletproof door; blastproof door;

در فولادی؛ در چوبی؛ در آلومینیومی؛ در امنیتی؛ در شیشه‌ای؛ در ضد حریق؛ در ضد گلوله؛ در ضد انفجار;

a door-to-door sales representative.

یک نماینده فروش در در

a door chain; a door handle.

زنجیر درب؛ دستگیره درب.

The door swung open.

در باز شد.

The door is out of true.

در از جا خارج شده است.

The door stood ajar.

در کمی باز بود.

Out this door is the garage.

از این در، گاراژ است.

The door sprang to.

در ناگهان باز شد.

The door burst open.

در با شدت باز شد.

swung the door shut.

در را بست.

to bang the door shut

در را با شدت بستن

The catch on that door is broken.

قفل آن در شکسته است.

The door of the garden will not fasten.

در باغ بسته نمی شود.

نمونه‌های واقعی

Yes, a bachelor's degree opens more doors.

بله، مدرک لیسانس درهای بیشتری را باز می‌کند.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

Mystery solved, and my refrigerator door was beeping.

معمای حل شد، و در یخچال من بی‌صدا بود.

منبع: The Ellen Show

Don't say " your doom." Who opens the door for their doom?

نگویید " سرنوشت شما." چه کسی دری را برای سرنوشت خود باز می‌کند؟

منبع: The Big Bang Theory Season 4

You want to go grab a burger and a beer next door?

آیا می‌خواهید همبرگر و آبجو را در طبقه پایین بگیرید؟

منبع: Modern Family - Season 07

She even lived next door to a graveyard.

او حتی در کنار یک گورستان در طبقه پایین زندگی می‌کرد.

منبع: "JK Rowling: A Year in the Life"

When you go out close the door, for there is a decided draught.

وقتی بیرون می‌روید در را ببندید، زیرا یک پیش‌نویس قوی وجود دارد.

منبع: The Adventure of the Speckled Band

There's a bar next door to the station.

یک بار در طبقه پایین ایستگاه وجود دارد.

منبع: New Concept English: British English Version, Book 1 (Translation)

Did you rim the door? - No.

آیا لبه در را پوشاندی؟ - نه.

منبع: Lost Girl Season 4

Shut the front door, you know what I'm talking about?

در را ببند، می‌دانی چه می‌گویم؟

منبع: TEDx

Lack of trust can even close the door on opportunities.

عدم اعتماد می‌تواند حتی دریچه‌های فرصت‌ها را ببندد.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید