laboured

[ایالات متحده]/'lebɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیازمند تلاش زیاد، محتاط.

عبارات و ترکیب‌ها

laboured breathing

تنفس سخت

laboured movement

حرکت سخت

جملات نمونه

one of Adolf's laboured jokes.

یکی از لطایف خسته کننده آدولف

The tractor laboured up the hillside.

تراکتور با سختی بالا رفت از تپه.

He laboured at the problem.

او سخت در تلاش برای حل مشکل بود.

They laboured for the happiness of mankind.

آنها برای شادی بشریت تلاش کردند.

they laboured from dawn to dusk in two shifts.

آنها از سپیده دم تا غروب در دو شیفت کار می کردند.

Coleraine laboured against confident opponents.

کلرین در برابر حریفان با اعتماد به نفس تلاش کرد.

they laboured up a steep, tortuous track.

آنها با سختی از یک مسیر شیب‌دار و پر پیچ و خم بالا رفتند.

prose at its most laboured and puffy.

متنی در بیشترین حالت خسته کننده و متکبرانه.

He laboured for his children.

او برای فرزندانش تلاش کرد.

The old man laboured up the hillside.

مرد پیر با سختی از تپه بالا رفت.

it now looks as if the reformers had laboured in vain.

به نظر می‌رسد که تلاش‌های اصلاح‌گران بی‌نتیجه بوده است.

the land belonged to him who laboured it.

زمین متعلق به کسی بود که آن را کشت.

He laboured under the constant misapprehension that nobody liked him.

او دائماً دچار این تصور غلط بود که هیچ کس دوستش ندارد.

And I intreat thee also, true yokefellow, help those women which laboured with me in the gospel, with Clement also, and with other my fellowlabourers, whose names are in the book of life.

و همچنین، ای همکار راستین، به زنانی که با من در انجیل کار کردند، با کلمنتی و با سایر همکاران من که نامشان در کتاب حیات نوشته شده است، کمک کنید.

3 And I intreat thee also, true yokefellow, help those women which laboured with me in the gospel, with Clement also, and with other my fellowlabourers, whose names are in the book of life.

3 و همچنین، ای همکار راستین، به زنانی که با من در انجیل کار کردند، با کلمنتی و با سایر همکاران من که نامشان در کتاب حیات نوشته شده است، کمک کنید.

نمونه‌های واقعی

Its laboured breathing and glazing eye showed that it was not far from its end.

نفس‌نفس‌زدن و چشمان درخشانش نشان می‌داد که دور نیست از پایان عمر.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

To make the plough, miners, smelters, and smiths, -woodcutters, sawyers, and carpenters, -must have laboured.

برای ساختن شخم، معدن‌کاوان، ذوب‌کنندگان و آهنگران، -تراشکاران، ارغنون‌سازان و نجاران، -باید زحمت کشیده باشند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

Helped by a friendly arm, she laboured up the steps to the terrace.

با کمک یک دست دوستانه، او با تلاش از پله‌ها به سمت ایوان بالا رفت.

منبع: The Economist (Summary)

His breathing was shallow, and perhaps a little more laboured than on other days.

نفسش کم‌عمق بود و شاید کمی بیشتر از روزهای دیگر، با سختی می‌گرفت.

منبع: Me Before You

Heavens, how I laboured in those days!

خدایای من، چه تلاش کردم در آن روزها!

منبع: Essays on the Four Seasons

He looked pale, his breathing laboured.

او رنگ پریده به نظر می‌رسید، نفسش با سختی می‌گرفت.

منبع: Me Before You

They laboured all day in the mills.

آنها تمام روز در کارخانه‌ها زحمت کشیدند.

منبع: Langman OCLM-01 words

2, Who laboured with great industry To make it fair and true.

2، کسانی که با صنعت فراوان برای اینکه آن را عادلانه و درست کنند، تلاش کردند.

منبع: "Little Women" original version

Susie heard his laboured breathing, but she only heard the breathing of one man.

سوزی نفس‌نفس‌زدن او را شنید، اما فقط نفس یک مرد را شنید.

منبع: Magician

She had laboured under the misconception that Bella liked her.

او تحت تأثیر تصور نادرست قرار گرفته بود که بِلّا او را دوست دارد.

منبع: Langman OCLM-01 words

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید