toiled

[ایالات متحده]/tɔɪld/
[بریتانیا]/tɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای مدت طولانی سخت کار کرد؛ به آرامی و با دشواری حرکت کرد

عبارات و ترکیب‌ها

toiled hard

سخت تلاش کرد

toiled away

به سختی کار کرد

toiled tirelessly

بی وقفه کار کرد

toiled long

برای مدت طولانی کار کرد

toiled endlessly

بی انتها کار کرد

toiled diligently

با جدیت کار کرد

toiled night

شبانه کار کرد

toiled in vain

بی حاصل کار کرد

toiled for success

برای موفقیت کار کرد

toiled with pride

با افتخار کار کرد

جملات نمونه

she toiled in the fields from dawn till dusk.

او از سپیده دم تا غروب آفتاب در مزارع به سختی کار می‌کرد.

they toiled away at their studies all summer.

آنها کل تابستان به سختی مشغول تحصیل بودند.

he toiled for years to achieve his dream.

او سال‌ها برای رسیدن به رویای خود تلاش کرد.

many workers toiled in harsh conditions.

کارگران زیادی در شرایط سخت کار می‌کردند.

she toiled over her artwork until it was perfect.

او تا زمانی که کامل شد، روی اثر هنری خود به سختی کار کرد.

they toiled together to complete the project on time.

آنها برای اتمام پروژه به موقع با هم به سختی کار کردند.

he toiled endlessly to provide for his family.

او به طور بی وقفه برای تامین معاش خانواده اش تلاش کرد.

after toiling all day, they finally took a break.

بعد از یک روز کار سخت، آنها بالاخره استراحت کردند.

she toiled to master the intricate dance moves.

او برای تسلط بر حرکات پیچیده رقص به سختی تلاش کرد.

he toiled in silence, not seeking recognition.

او در سکوت تلاش کرد و به دنبال شناخت نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید