litigate

[ایالات متحده]/ˈlɪtɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈlɪtɪɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای آغاز مراحل قانونی.

جملات نمونه

The company decided to litigate the case in court.

شرکت تصمیم گرفت پرونده را در دادگاه پیگیری کند.

The two parties have been litigating over the property for years.

دو طرف سال‌هاست که بر سر ملک در حال پیگیری قانونی هستند.

They hired a lawyer to help them litigate the dispute.

آنها برای کمک به آنها در پیگیری قانونی اختلاف نظر، وکیلی استخدام کردند.

The family chose to litigate the will in probate court.

خانواده تصمیم گرفت ارث را در دادگاه تصدیق اموال پیگیری کند.

The legal team is preparing to litigate the case next month.

تیم حقوقی در حال آماده‌سازی برای پیگیری پرونده در ماه آینده است.

The parties involved have agreed to litigate the matter through arbitration.

طرف‌های درگیر با توافق کرده‌اند که موضوع را از طریق داوری پیگیری کنند.

The company decided to litigate rather than settle out of court.

شرکت تصمیم گرفت به جای تسویه خارج از دادگاه، آن را پیگیری کند.

The dispute has escalated to the point where they may need to litigate.

اختلاف نظر به نقطه‌ای رسیده که ممکن است نیاز به پیگیری قانونی داشته باشند.

The legal team is well-prepared to litigate the complex case.

تیم حقوقی برای پیگیری پرونده پیچیده به خوبی آماده است.

The court granted permission to litigate the issue further.

دادگاه اجازه پیگیری بیشتر موضوع را صادر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید