low-level threat
تهدید سطح پایین
low-level employee
کارمند سطح پایین
low-level skills
مهارتهای سطح پایین
low-level access
دسترسی سطح پایین
low-level noise
نویز سطح پایین
low-level language
زبان سطح پایین
low-level position
موقعیت سطح پایین
low-level design
طراحی سطح پایین
low-level details
جزئیات سطح پایین
low-level support
پشتیبانی سطح پایین
the company started with low-level administrative tasks.
شرکت با انجام وظایف اداری سطح پایین شروع به کار کرد.
he progressed from a low-level position to management.
او از یک موقعیت سطح پایین به مدیریت ارتقا یافت.
the low-level error message was difficult to understand.
پیام خطای سطح پایین درک آن را دشوار میکرد.
we need to address the low-level security vulnerabilities.
ما باید به آسیبپذیریهای امنیتی سطح پایین رسیدگی کنیم.
the low-level programming language requires more technical skill.
زبان برنامهنویسی سطح پایین به مهارت فنی بیشتری نیاز دارد.
the investigation revealed low-level corruption within the department.
تحقیقات فساد در سطح پایین را در داخل بخش نشان داد.
the low-level sales staff handled customer inquiries.
پرسنل فروش سطح پایین به سؤالات مشتری رسیدگی میکردند.
he was assigned to low-level data entry duties.
او برای انجام وظایف ورودی داده در سطح پایین منصوب شد.
the software uses low-level system calls for efficiency.
نرمافزار برای افزایش کارایی از فراخوانیهای سیستمی سطح پایین استفاده میکند.
the project involved low-level hardware configuration.
این پروژه شامل پیکربندی سختافزار سطح پایین بود.
the analysis focused on low-level network traffic patterns.
تحلیل بر روی الگوهای ترافیک شبکه سطح پایین متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید