low-level

[ایالات متحده]/ˌləʊˈlɛvl/
[بریتانیا]/ˌloʊˈlɛvl/

ترجمه

adj. با استاندارد یا کیفیت پایین

عبارات و ترکیب‌ها

low-level threat

تهدید سطح پایین

low-level employee

کارمند سطح پایین

low-level skills

مهارت‌های سطح پایین

low-level access

دسترسی سطح پایین

low-level noise

نویز سطح پایین

low-level language

زبان سطح پایین

low-level position

موقعیت سطح پایین

low-level design

طراحی سطح پایین

low-level details

جزئیات سطح پایین

low-level support

پشتیبانی سطح پایین

جملات نمونه

the company started with low-level administrative tasks.

شرکت با انجام وظایف اداری سطح پایین شروع به کار کرد.

he progressed from a low-level position to management.

او از یک موقعیت سطح پایین به مدیریت ارتقا یافت.

the low-level error message was difficult to understand.

پیام خطای سطح پایین درک آن را دشوار می‌کرد.

we need to address the low-level security vulnerabilities.

ما باید به آسیب‌پذیری‌های امنیتی سطح پایین رسیدگی کنیم.

the low-level programming language requires more technical skill.

زبان برنامه‌نویسی سطح پایین به مهارت فنی بیشتری نیاز دارد.

the investigation revealed low-level corruption within the department.

تحقیقات فساد در سطح پایین را در داخل بخش نشان داد.

the low-level sales staff handled customer inquiries.

پرسنل فروش سطح پایین به سؤالات مشتری رسیدگی می‌کردند.

he was assigned to low-level data entry duties.

او برای انجام وظایف ورودی داده در سطح پایین منصوب شد.

the software uses low-level system calls for efficiency.

نرم‌افزار برای افزایش کارایی از فراخوانی‌های سیستمی سطح پایین استفاده می‌کند.

the project involved low-level hardware configuration.

این پروژه شامل پیکربندی سخت‌افزار سطح پایین بود.

the analysis focused on low-level network traffic patterns.

تحلیل بر روی الگوهای ترافیک شبکه سطح پایین متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید