mentioned

[ایالات متحده]/ˈmɛnʃənd/
[بریتانیا]/ˈmɛnʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی "mention"; به سخن گفتن از; نامزد کردن برای تحسین; درخواست یک تقدیرنامه

عبارات و ترکیب‌ها

mentioned earlier

ذکر شده قبلی

mentioned above

ذکر شده بالاتر

mentioned previously

ذکر شده پیش از این

mentioned here

ذکر شده اینجای

mentioned later

ذکر شده بعداً

mentioned before

ذکر شده قبل از

mentioned in passing

ذکر شده به طور گذرا

mentioned once

ذکر شده یک بار

mentioned briefly

ذکر شده به طور خلاصه

mentioned specifically

ذکر شده به طور خاص

جملات نمونه

he mentioned the importance of teamwork in his speech.

او به اهمیت کار گروهی در سخنرانی خود اشاره کرد.

she mentioned that the meeting would be rescheduled.

او اشاره کرد که جلسه مجدداً زمان‌بندی خواهد شد.

the report mentioned several key findings.

گزارش به یافته‌های کلیدی متعددی اشاره کرد.

they mentioned the new policy changes during the briefing.

آنها در جریان اطلاع‌رسانی به تغییرات سیاست جدید اشاره کردند.

he mentioned a book that could help with my research.

او به کتابی اشاره کرد که می‌تواند به تحقیقات من کمک کند.

she mentioned her plans for the upcoming vacation.

او به برنامه‌هایش برای تعطیلات آینده اشاره کرد.

during the interview, he mentioned his previous experience.

در طول مصاحبه، او به تجربه قبلی خود اشاره کرد.

the teacher mentioned the deadline for the assignment.

معلم مهلت تحویل پروژه را اعلام کرد.

he casually mentioned his favorite movie.

او به طور اتفاقی به فیلم مورد علاقه‌اش اشاره کرد.

the article mentioned various methods to improve productivity.

مقاله به روش‌های مختلف برای بهبود بهره‌وری اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید