message

[ایالات متحده]/'mesɪdʒ/
[بریتانیا]/'mɛsɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه اطلاعات یا خبر؛ یک پیش‌بینی؛ یک افشاگری؛ یک شعار؛ یک وظیفه یا کار
vi. ارسال یک پیام؛ گزارش دادن
vt. اطلاع دادن

عبارات و ترکیب‌ها

unread message

پیام خوانده نشده

text message

پیام متنی

voicemail message

پیام صوتی

incoming message

پیام دریافتی

urgent message

پیام فوری

private message

پیام خصوصی

encrypted message

پیام رمزگذاری شده

your message

پیام شما

short message

پیام کوتاه

message from

پیام از

leave a message

گذاشتن پیام

error message

پیام خطا

message board

تابلوی پیام

get the message

دریافت پیام

send a message

ارسال پیام

take a message

گرفتن پیام

message box

جعبه پیام

leave message

گذاشتن پیام

send message

ارسال پیام

instant message

پیام فوری

new message

پیام جدید

secret message

پیام مخفی

warning message

پیام هشدار

final message

پیام نهایی

message center

مرکز پیام

جملات نمونه

the message of this book

پیام این کتاب

the purport of a message

مفهوم یک پیام

a supplicant message for help

یک پیام درخواست کمک

Send the message on the telegraph.

پیام را از طریق تلگراف ارسال کنید.

an unwritten message

یک پیام نوشته نشده

phone a message to sb.

پیامی را برای کسی تلفنی ارسال کنید.

radio a message to headquarters.

پیامی را به مقر رادیویی ارسال کنید.

send a message by radio.

پیامی را از طریق رادیو ارسال کنید.

to flash a message on the screen

برای نمایش یک پیام روی صفحه نمایش

to send a message by radio

ارسال پیام از طریق رادیو

the message is open to different interpretations.

پیام برای تفسیرهای مختلف باز است.

a message that was nonsense until decoded.

پیامی که تا زمانی که رمزگشایی نشده بود، بی‌معنی بود.

beam a message via satellite.

پیام را از طریق ماهواره ارسال کنید.

Send the message as it now stands.

پیام را همانطور که اکنون است ارسال کنید.

decode a cryptic message

رمزگشایی یک پیام مرموز

an urgent message from your ma

یک پیام فوری از مادرت

messages from the beyond.

پیام‌هایی از فراتر.

the import of her message is clear.

اهمیت پیام او واضح است.

if I'm not there leave a message on the answerphone.

اگر آنجا نبودم، یک پیام روی ضبط صوت بگذارید.

wait on, I've an important message for you.

صبر کنید، من یک پیام مهم برای شما دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید